می‌دانم که این‌روزها همه از انتخابات و نامزدهای مربوط به آن حرف می‌زنند، اما من آدم سیاسی‌ای نیستم و مانند بسیاری دیگر از مردم ایران، منافع شخصی‌ام را بر منافع ملی‌ام ترجیح میدهم!. پس برمن خرده نگیرید و به فکر کمک به من باشید!

با شنیدن این همه لغت «انتخاب» و «نامزدی»،بلاخره من هم جوگیر شدم و به خاطر فرار از وضع موجود، تصمیم به ازدواج گرفته‌ام.به شما گفته بودم که اینقدر برای ازدواج به من فشار نیاورید!،نگفته بودم!!؟

 

پس از بررسی‌های فراوان و تحقیقات مفصل من، نهایتن مادرم پنج نفر را برایم در نظر گرفته‌است! که همگی تقریبن شبیه به هم هستند. یعنی به نظر من،زنان انتخابی مادرم، دهن آدم را صاف می‌کنند و زن،در هر حالتی زن است دیگر!

اما اهمیتی ندارد!مگر عمر یک زندگی مشترک در دنیای مدرن امروزی چقدر است؟ در زمان قدیم بود که مردم به دلیل نا‌آگاهی، پس از ازدواج، عمری را در کنار هم زندگی می‌کردند! این‌روزها به دلیل پیشرفت علم و به مدد اینترنت، آگاهی مردم بالا رفته است و عمر یک زندگی مشترک سالم، از سه-چهار سال تجاوز نمی‌کند!

همانطور که در بالا اشاره کردم، این پنج نفر آنقدر به هم نزدیک هستند که واقعن نمی‌دانم باید کدامیک را انتخاب کنم، لذا از شما دوستان عزیز و خواننده‌‌های خوب این وبلاگ یاری می‌طلبم.

حوصله کنید و با دقت این پست را بخوانید و کمکم کنید که انتخاب خوبی داشته باشم و مطمئن باشید که این کار شما، بی‌اجر و پاداش نخواهد ماند و تبعات زندگی مشترک من، زندگی مشترک و حتی غیر مشترک شما را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد!!!.

 

۱- اولین نفر دخترخانمی می‌باشد که حدود چهار سال است با هم زیر بک سقف زندگی می‌کنیم، بدون اینکه سند رسمی‌ای بین ما رد‌و‌بدل شده باشد. او را به توصیه‌ی دوستان و فامیل قبول کرده‌ام، اما با این وجود، تا به این لحظه به او خیانت نکرده‌ام و در تمام این مدت،مثل یک همسر خوب و متعهد، تمام قوانین زندگی مشترک را رعایت کرده‌ام.

ایشان دختری است از یک خانواده‌ی کاملن مذهبی. به شدت دختر مومن و زحمت‌کشی است.خداوند متعال از او، چهره‌ی زیبا و اندام متناسب را، سخت دریغ داشته است!، اما به جایش نیتی خالص و پاک به او اعطا کرده‌است.از قدیم گفته‌اند که حضرت فاطمه برای گشایش بخت دختران زشت‌رو، دو رکعت نماز خوانده است.از این‌رو، او نیز بختی بلند دارد.دختر بسیار خوش قدمی است و با آمدن به خانه‌ی من، باعث شده تا درآمدم چندین برابر بشود، اما متاسفانه او تمام پول مرا بین همسایه‌ها و مردم فقیر دنیا و چه بسا آخرت!، تقسیم می‌کند و در مواردی، حتی گوشت‌و مرغ موجود در خانه‌مان را نیز به آنها می‌دهد و همین باعث شده  که این‌روزها، خوراکمان «نان بدون سوبسید» باشد و سیب‌زمینی!!!بیشتر از آن‌چه که یه فکر حیاط خانه‌ی خودمان باشد، به فکر حیاط‌خلوت خانه‌های بالا شهر است!به‌خصوص خانه‌های شهرک غرب!!!

خیلی هول است و دوست دارد یک دفعه همه چیز را با هم درست کند.مثلن برای نظافت منزل، هیچ‌‌گاه از یک اتاق شروع نمی‌کند و یک دفعه، همه جا را به‌هم می‌ریزد و این باعث شده که این‌روزها در خانه‌ی ما، هیچ چیز سرجایش نباشد.بارها به هنگام خوابیدن، در رختخوابم کاسه و بشقاب پیدا کرده‌ام و در کابینت‌های آشپزخانه، متکا و پتو!!!

به نظر می‌آید در نظافت شخصی‌اش چندان کوشا نیست، یعنی به سر و وضعش چندان اهمیتی نمی‌دهد.چهار سال است که یک مانتوی‌کرم رنگ به تن دارد که حتی در زمان استحمام هم آن‌را در نمی‌آورد! مانتویی که از فرط فرسودگی به کاپیشن مبدل شده است!!!.

گاهی آنقدر حرف‌های عجیبی می‌زند که از شنیدن آنها، آپاندیس آدم عود می‌کند!!! مثلن یک بار می‌گفت: دختر ۱۶ ساله‌ی شمسی خانم(یکی از اهالی محل)، در زیرزمین خانه‌اش اتم کشف کرده‌است!!!.

همین حرف‌ها باعث شده تا اهالی محل، در مورد او داستان‌ها بسازند.در مورد او،گفتنی‌ها بسیار است!.

اما با توجه با اینکه او منافع ملی‌اش را به منافع شخصی‌اش ترجیح می‌دهد، هیچ تفاهمی با هم نداریم و ترجیح می‌دهم که دیگر با هم زندگی نکنیم.

البته تا دوستان،فامیل و اهالی محل نظرشان چه باشد!!!

۲-دومین نفر، دختری است ورزشکار و البته باز هم مومن و معتقد. ماشاالله هیکل دارد این هواااااااااااااااا!

قبلن عضو تیم ملی ورزش‌های رزمی! بوده و دختر اخمالویی است!

به نظرم برای زندگی مشترک هنوز خیلی کم تجربه است.در کل حرف‌هایش به نسبت منطقی است، گرچه در مواردی به بعضی از حرف‌هایش شک می‌کنم، اما مطمئن هستم که اگر زنم بشود، کسی جرئت چپ نگاه کردن به من را نخواهد داشت و چه بسا چپ چشمان نیز، با دیدِ راست به من نگاه کنند!!!

 

۳- سومین نفر، دختری است با سن‌و‌سال بالا و تجربه‌ی چندین زندگی مشترک!!! به شدت رک است و البته خواب‌آلود!!!. باور کنید که یک بار، خواب ماندنش باعث شد که از مجلس عقدش جا بماند!

به دلیل سن‌و‌سال و تجربه‌ی زیاد، یکی از تخصص‌هایش، آشتی دادن ملت‌ها و وساطت بین طرفین یک دعواست!بارها شده است که بابت شیطنت‌های دوستانش، ریش گرو گذاشته است! اما با زن ریش‌دار، زندگی‌کردن کمی مشکل است!نه؟؟؟

 

۴- چهارمین نفر خانم مهندسی است از آشناهای قدیمی! قبلن اخلاق تندی داشت اما گذشت زمان (و شاید سودای ازدواج)، از او دختر خوش‌اخلاق و محبوبی ساخته‌است.اهالی محل از او سابقه‌ی خوبی در ذهن دارند و کسی در نجابتش شکی ندارد، از نظر ظاهر و قیافه‌ هم دختر معقولیست. مهمترین حسنش این است که به شدت آدم فرهیخته‌ای است و فقط امیدوارم که این تغییر اخلاق او، بابت خر کردن من و مجاب کردن بنده برای ازدواج نباشد!می‌دانم که ازدواج مثل یک هندوانه‌ی در بسته می‌ماند، حتی اگر به شرط چاقو باشد!!!

 فکر کنم انتخاب نهایی من، ایشان است.به هر حال یادتان هست که من، کلن «خانم مهندس» پسند هستم!!!

۵- نفر پنجم یکی از بلاگرهای مشهور و معروف است!در کامنت‌های من، یکی دو نفر از دوستان به او اشاره کرده‌اند.به شدت بچه‌ی باهوش،یا بهتر بگویم تیز هوشی است.شوخی‌هایش معمولن هوشمندانه است و قلم بسیار خوبی دارد.بسیار هم پر انرژی و اکتیو است و کمتر میشود که در یک قالب بگنجد!!!

خیلی هم پر انگیزه و امیدوار است و این امیدواری‌اش را تحسین می‌کنم!

در اکثر موارد با او تفاهم دارم اما متاسفانه ازدواج ما،به دو دلیل امکان‌پذیر نیست:

نخست، دومین مشکلش را می‌گویم که به نظرم از اولی هم مهمتر است!این مشکل، به سلیقه‌ی بد او در فوتبال بر می‌گردد!!!به شدت طرفدار منچستر یونایتد است! از حدود یک ماه پیش، برای من رجز می‌خواند و معتقد بود که منچستر، قهرمان جام باشگاه‌های اروپا میشود و در فینال، بارسلونای عزیز را با اختلاف چند گل شکست می دهد. اعتقادی که هنوز هم بر آن پافشاری می‌کند!!!

چهارشنبه شب، مابین دو نیمه‌ی مسابقه‌ی فینال جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا به او زنگ زدم و بهش گفتم که بهتر است برود و بخوابد!چون بارسلونا یک گل زده بود و در پنج دقیقه‌ی آخر نیمه‌ی اول، حتی اجازه‌ی تصاحب توپ را به بازیکنان منچستر نداد!(برد بارسلونا آنچنان قابل پیش بینی بود که حتی مایلی کهن هم در آن شکی نداشت!)

اما این دوست عزیز، با امیدواری بسیاری از نیمه‌ی دوم صحبت می‌کرد و با گفتن اینکه «شب دراز است و قلندر بیدار»، برایم خط و نشان کشید که در صورت پیروزی منچستر یونایتد، لینک مرا در وبلاگش،از شب‌گیر به «قلندر وبلاگستان» تغییر خواهد داد! به او گفتم: «سالی که نکوست، از بهارش پیداست» دوست عزیز!

در دقیقه هفتاد بازی و بعد از اینکه منچستر،گل دوم را هم خورد، با فرستادن اس.ام.اس‌ی، از او خواستم که خودش را گرم کند و وارد زمین شود!!!، چون از رونالدو و یارانش کاری ساخته نبود و همچنان بازیکنان منچستر در عطش لمس توپ می‌سوختند!!!

در نهایت پس از اتمام بازی و قهرمانی بارسلونای عزیز، ایشان به من زنگ زد و عجب این‌که باز هم کرکری می‌خواند!!! و می‌گفت: بلاخره منچستر قهرمان می‌شود!!!، شب دراز است و قلندر بیدار!!!

به او گفتم: دوست من، آلکس فرگوسن(مربی منچستر یونایتد) ناامید شده، اما تو هنوز امیدواری؟؟؟ ضمنن بازی تمام شده و الان در حال اعطای جوایز هستند!

در جواب من، این دوست عزیز فرمودند: باشه!پخش مجدد که داره!!!

من این امیدواری او را تحسین می‌کنم و همین، مهر او را در دل من بیشتر می‌کند.البته به من قول داده است که با دیدن چند فیلم آموزشی فوتبال و چند بار بازی کردن با فیفا۹۸، در پی بالا بردن اطلاعات فوتبالی‌اش باشد!

اولین مشکل این دوست عزیز من هم این است که او یک موسیو است و من برای ازدواج، یک مادام را ترجیح می‌دهم!!!

پ.ن مهم: برای آگاهی از  چگونگی «در یک قالب نگنجیدن» این دوست عزیز، اینجا و اینجا را ببینید!!!

نوشته شده در Uncategorized

نوشته شده توسط شب‌گیر ۸:۵۲ ق.ظ     |     نظرات (۱۳۹)

۱۳۹ پاسخ به “شب‌گیری که جو‌گیر شد!!!”

  1. زن گفته:

    یکم در مورد موسیو کوتاه بیای و طاقتت رو بالا ببری!!!! فکر کنم همین بهتر از همه باشه .
    _______________________________________
    شب‌گیر: شما مطمئنی که با “یه کم” کوتاه اومدن و “یه‌کم” طاقتم را بالا بردن، کار من راه می‌افته!!؟ من که بعید میدونم!!! شما هنوز موسیو گلابی را نشناخته‌اید!!!

  2. رها گفته:

    پس پس از بررسی‌های فراوان و تحقیقات مفصل من در باب زن گرفتن شبگیر جان!!، نهایتن پسر همسایه مان خواب بدید که دختری میری وش! با چشمانی بس گیرا !! در لباسی سبز، دست در دست شبگیر عاشق! به این سو و آن سو در حرکت است! من که از تعبیر آن درمانده ام ،شابگیر سیف زیبا روی، تعبیر خواب پسر همسایه چه می تواند باشد؟!!!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شابگیر سیف کچل:وقتی من بشوم زیبا رو،حتمن خواب پسر همسایه‌ی شما هم چپ می‌شود!،لذا به گمانم تفسیرش این است:
    بخت من اگر برگردد،عروس در حجله نر گردد!،وانگه سوی من بدبخت،حمله ور گردد!!!

  3. ununoctium گفته:

    انتخابات رو ولش کنیدو.من دو سال دیگه خانوم مهندس می شم{حیا}
    _____________________________________
    شب‌گیر:ای خانوم،تا دو سال دیگه،کی مرده ‌ست و کی زنده!!؟من که نمی‌تونم روی آینده‌ی نیامده، حساب باز کنم!!!ضمن اینکه بدون همسر،زندگی نشاید!!!
    :)
    حالا شما درست رو بخون،شاید تا چهارسال دیگه، اوضاع عوض بشه!

  4. الی گفته:

    بنده حقبر در کمال خنگی متوجه جدی یا شوخی بودن این پست نشدم اما همون خانم مهندس را را به شما پیشنهاد میکنم راستی مطمئنی همه این پنج نفر جوابشون مثبته ؟موفق و خوشیخت باشی دوست عزیز
    ________________________________________
    شب‌گیر:به جز موسیو گلابی عزیز، اون چهارتای دیگه،تشنه‌ی ازدواج کردن هستند!براشون هم فرق نمی‌کنه که طرف مقابلشون کی باشه!!!
    موسیو هم ابزارش رو نداره،وگرنه حتمن پاسخش مثبت بود!.

  5. دختر پرتقالی گفته:

    تف به این زندگی. به قول شازده کوچولو همیشه یه پای قضیه می لنگه. حالا چی کار کنیم؟؟؟ چه جوری مهرداد زاهد رو داماد کنیم؟؟؟ اوووووووم. مامان منم خانوم خوبیه ها مهرداد جان. تو هم به نظر بابای خوبی واسه من میشی. خبرم کن تا هماهنگ کنم قضیه رو
    ____________________________________
    شب‌گیر:والله من حرفی ندارم،اما ایشون باید اول از فیلتر گزینش مادرجان رد بشوند!!!البته شاید بتوان مثل فیس بوک،با یک “s” یه کارهایی کرد!

  6. سالی گفته:

    حالا نمی شود به همان رای دادن بسنده کنی؟ حتما باید ازدواج کنی؟ اآخر آن ۴ گزینه ات هم همان اولین مشکل دوست عزیزت را دارند!!!!!!!!!که!
    یک بار مردی ۴ زن را به خانه مادرش می برد هر چهار زن زیبا و برازنده بوده اند و مرد با انها مثل هم رفتار می کرده بعد پسر از مادرش می پرسد به نظر شما من قصد ازدواج با کدام را دارم(می خواسته هوش مادر را ازمایش کند) و مادر دقیقا کسی را که پسر قصد ازدواج با او را داشته نام می برد پسر از هوش مادر تعجب می کند و می پرسد از کجا فهمیدی؟
    مادر می گوید:آخر از بین این چهار نفر فقط از این یکی خوشم نیامد!!!!
    منظور اینکه برای انتخاب بهتر از مادر هم می توانید کمک بگیرید.
    ام
    __________________________________
    شب‌گیر:ایول خانم مهندس عزیز
    بسیار داستان جالبی بود.اتفاقن مادر جان هم از همون خانم مهندسه خوشش نمی‌آید!!!

  7. لیلا گفته:

    بابا تو دیگه کی هستی؟! :-) )) نه جدا بهت امیدوار شدم. کسی که طرفدار “بارسلونا” باشه کارش خیلی درسته. اصلا در کجای دنیا می‌توانید تیمی مثل بارسلونا و فوتبالیستی مثل “لیونل مسی” جان پیدا کنید؟ با توجه به مورد فوق‌الذکر دور نامزد آخری گلابی جان را خط بکش، حالا صرفنظر از مسائل جنسیتی‌اش، آدمی که منچستر را به بارسا ترجیح بده برای تو زن‌بشو نیست. مورد اول را هم که اصلا حرفش را نزن، اگه دستم بهش می‌رسید خرخره‌اش را می‌جویدم، ۴ساله داره زندگی تو را به ف.ا.ک میده . بدتر از همه وقتی این دختره مثلا لبخند میزنه (تو بخون نیشش باز میشه) تو چندشت نمیشه؟! بابا تو دیگه چه جور موجودی هستی که تونستی ۴سال قیافه و اون لبخند (اوق) و اراجیف اینو تحمل کنی؟! پس بزن شوتش کن برگرده خونه‌ننه‌اش کوکوی سیب‌زمینی درست کنه :-) ) مورد سوم را هم که کلا بی‌خیال، الکی در موردش انرژی صرف نکن، به جایی نمیرسی. و اما نامزد شماره ۳ در لیست جنابعالی یه کم سنش واسه تو زیاده! بماند که با این حرص و جوشایی که می‌خوره و می‌خواد به هر قیمتی شده خودش را به تو آویزون کنه، فکر کنم اگه نگیریش سکته‌هه را بزنه، اما چه میشه کرد تو که نمی‌خوای ایثار کنی و به یه عمر زندگی با زنی با دندونای مصنوعی تن بدی و شب که از خواب بیدار میشی یه قلپ آب بخوری به جاش دستت بخوره به لیوان دندون مصنوعی‌های علیا مخدره؟! هر چند خداییش دور و بری‌ها و رفقای هوادارش آدمای نسبتا کاردرستی هستند اما بلاخره شب که سرتو میذاری روبالش با خودش سر و کار داری نه با دور و بری‌هاش، دیگه این ریش‌دار بودن‌اش هم که مصیبت :دی و سرانجام نامزد شماره ۴، چه میشه کرد، شاید اگه شرایط دیگه‌ای بود بهت توصیه می‌کردم فعلا دست نگه داری و با این کاندیداهای فعلی از فکر زن گرفتن بیای بیرون که هر زنی فقط تا یک سال دلبره و از اون به بعدش میشه مادر!!! اما از اون جایی که در شرایط فعلی باید مابین این چند نفر انتخاب کنی به نظر من همان مورد ۴ از همه بهتره. ایشالا که در باغ سبز نباشه و تو زرد از آب درنیاد. بلاخره هم آرشیتکته هم میشه تو سر و همسر یه جایی درش آورد، وقتی هم لبخند میزنه آدم چندشش نمیشه، تازه در انظار عمومی دست تو را هم می‌گیره :-) ) حالا دیگه تا قسمتت چی باشه:-)
    ______________________________________
    شب‌گیر:لیلا جان، هر چه سریعتر به یک دکتر مراجعه کن!نگرانت شدم آبجی! برای اولین باره که من و تو،در همه‌ی زمینه‌ها توافق داریم!ببم جان!تو که بچه‌ای به این خوبی و خانمی هستی، تو که اینقدر سلیقه‌ی سیاسی و ورزشی‌ات خوبه،حیف نیست طرفدار آن پسرک اجق وجق انکرالاصوات شده‌ای!!؟
    دمت گرم آبجی!دندون مصنوعی رو خیلی خوب اومدی! :) :)

  8. سالی گفته:

    این ام بعد از کامنتم نمی دانم از کجا آمده و به چه منظوری ست!!!!
    ________________________________________________
    شب‌گیر:اما من فکر کردم که شما خارجی هستی و این “ام” به خاطر همون مکث اول ایرانی حرف زدنته!

  9. لیلا گفته:

    ببخشید اشتباه تایپی شد! مورد شماره ۲ همون دختر گنده‌هه را بی‌خیال. فقط هیکل گنده کرده، به دردت نمی‌خوره :دی
    _______________________________________
    شب‌گیر: ملولتم به مولا!!!

  10. رها گفته:

    یعنی تا وقتی از مانتوی کرم و چرک‌اش نگفته بودی من حسابی سرم گول مالیده شده بود و باور کرده بودم :) )))
    ______________________________________
    شب‌گیر:به به!سلام رها بانو
    عکسش رو ببین!ببخشید،شما با خانم آنجلینا جولی نسبتی ندارید احیانن!!؟
    یعنی الان باور نکرده‌اید بانو!!؟
    به جناب آقای دایناسور هم سلام ما را برسانید خیلی بسیار زیاد.

  11. پرستو گفته:

    مبارکه !همین که تصمیم گرفتی مهمه.
    ________________________________
    شب‌گیر:مبارک صاحبش باشه انشاالله!!! همه باید تصمیم بگیریم پرستو جان.

  12. مالزی نشین (مانیا) گفته:

    به نظر من چارتای اولی رو با هم بگیر شاید یه اِفاقه‌ای کرد!!! (=به یه دردی خورد!!) (;
    ______________________________________
    شب‌گیر: شرمنده!با توجه به سابقه‌ی قبلی‌ام،!شناسنامه‌ام بیشتر از یک نفر جا نداره!!!

  13. پرند گفته:

    به به ! چه عجب… دنیای مجازی رو منور فرمودین…
    احوال شما؟… میگم همون مورد آخر از نظر من بهتره…حالا چون تو فوتبال تفاهم ندارین که دلیل نمیشه… اتفاقا زندگیتون پر از جنجال و هیاهو میشه! انقده خوفه!
    ________________________________________
    شب‌گیر:قربان شما!شرمنده می‌فرمایید پرند بانو!
    اتفاقن فوتبال از نون شب هم واجب‌تره! چه دلیلی از این بهتر!!؟
    بازهم اتفاقن!با این اختلاف نظر، هیچ جنجالی پیش نمی‌آید! چون فقط یکی از ما زنده می‌مونه!!!فوتبال، مسئله‌ی ناموسی نیست که بشه ازش راحت گذشت!!!

  14. فریبا گفته:

    باحال بود … از اولش می دونستم این زنان بزرگوار یه جورایی ربطی به انتخابات دارند… موسیو گلابی هم چون فوق بشری هستند در یک قالب نمی گنجند خب ….
    ________________________________________
    شب‌گیر: شما لطف دارید.
    خب کلن همیشه این خانم‌ها هستند که به انتخابات ربط دارند!چون ما مردها که از خودمان اختیار و انتخابی نداریم!!!
    در مورد موسیوی عزیز هم کاملن با نظر شما موافقم.

  15. آزاده گفته:

    سلام عجله نکن صبر کن انتخابات برگزار بشه بعد تصمیم بگیر مهمه ها
    _______________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست آزاده خانم
    برحسب اتفاق،تاریخ عقد من هم در همون روز انتخابات است.پس صبر کردن جایز نیست!.در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست!!!

  16. مش کرم گفته:

    قشنگ نوشتی . انتخاب با خودته . شبگیر جان لینکت می کنم . دوست داشتی تو هم این کار را بکن ! اصلا مانعی ندارد ها !
    ______________________________________________
    شب‌گیر:مرسی دوست من.شما لطف دارید.مرسی از اختیار و احترامی که برای بنده قائل شدید.

  17. معتاد گفته:

    حالا که قیافه دخترا رو ورانداز میکنی بگو من خوشگلم یا زشتم
    من شکل حامد بهدادم اما دماغم کاملا با اون فرق داره بدون هیچگونه قوز
    اگه از حامد بهداد بدت میاد لازم نیست بگی جواب مشخصه حتی اگه تو دلت باشه
    اصلا به من چه چه شکلی ام
    به تو چه
    به ما چه
    اقا نه منچستر نه چلسی فقط اینتر مربیش کر خودمه اون فحش بده من فحش بدم
    راستی من یه ضرب المثل دارم که اگه کاری غیر ممکن باشه میگم
    اونم اینه که هر وقت مورینیو منو هافبک یا فوروارد اینتر بزاره مثلا تستم صد میزنم
    _________________________________________________
    شب‌گیر:تهمت نزن خواهرم!من کسی را ور انداز نکرده‌ام به خدا!
    اتفاقن من از حامد بهداد خیلی خوشم میآید،به خصوص از بازی خوبش.اما حقیقتن تصور چهره‌ی دخترانه‌اش،کمی برای من مشکل است!به خصوص با این تغییراتی که شما فرموده‌اید!
    من هم شبیه برد پیت هستم!فقط در قیافه،هیکل و مو با هم تفاوت داریم!اما در عوض هر دویمان عاشق آنجلینا جولی هستیم!!!
    چه ضرب‌المثل زیبا و شیوایی!!! احیانن این ضرب‌المثل چینی نیست!!؟ :)

  18. معتاد گفته:

    چن سالته
    _______________________________
    شب‌گیر: بیست سوالیه!!؟ جایزه داره!!؟ ضرب‌المثل است آیا!!؟
    چهل سال.

  19. مارال گفته:

    من هم فکر کنم همون مورد ۴ برای همسری شما بهتر باشه!
    ___________________________________________
    شب‌گیر: مخلص آبجی مارال.آقا کیان چطورند؟ هنوز پشیمان نشده‌اند!!؟ :)
    قربان سلیقه و لطف شما.

  20. یک محمد گفته:

    چه می کنه این موسیو گلابی!!؟
    _____________________________________
    شب‌گیر:موسیو هم بد نیست و خوبه!الان در شرکتی واقع در تهران کار می‌کنه و همزمان درس هم می‌خونه!!!
    کلن کارهای بد نمی‌کنه!!!

  21. سمیه 2 گفته:

    سلام شبگیر جان
    خوبی؟ جدی گفتی اینها رو؟ قضیه اون دختر خانم اولی چیه ها؟
    من که گیج شدم با اینکه این پستت رو ۳ بار خوندم اما بازم نمیتونم نظر بدم بگم کدام رو بگیر.
    بزار یکبار دیگه هم بخونم شاید دستگیرم شدم یه چیزی (شکلک خیلی خیلی تعجت که داره سرش رو میخارونه)
    فعلا
    از تو بعید بود ها !!!
    ______________________________________________________
    شب‌گیر:سلام سمیه جان
    اتفاقن از تو بعید بود ها!!!
    (شکلک خیلی خیلی خیلی تعجب که داره خیلی خیلی خیلی سرش رو میخارونه)!!!

  22. بانوی نقره ای گفته:

    سلام آقای سحرگاه زاهد
    - موسیو خان فرمودن که برای کم کردن روشون هم که شده آپ می کنید!(هر چند با این تفاسیر فکر نمیکنم هیچ وقت چیزی از روشون کم بشه!!!)
    - باز خوب شد حرفِ سیاسی نزدید!
    - و در آخر این موسیوی ما حیفه و حتی اگه شما حاضر بودین با یک موسیو ازدواج کنید ما به کَس کَسونش نمیدادیم به همه کَسونش نمیدادیم!!!
    _______________________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است سیمین بانو.
    ـ موسیوخان سالار هستند و بنده در محضر ایشان،از این جسارت ها نمی‌کنم. اصلن همین روی زیبای ایشون من رو کشته!
    -بله!خیلی خوب شد!
    -ای ظالم!همین شما و امثال شما هستند که نمی‌گذارند ما جوان‌ها خوشبخت شویم!!! :)

  23. asoo گفته:

    سلام به به وسط این همه نامزد بازی این جا گزینه های شیرین تری به چشم میخورد:
    ۱) اگه مورد اول با این همه حسن اخلاق و مذهبی بودن ۴ سال هست که با شما زندگی میکنند و هنوز رنگ وبوی خانه داری ندیده به نظر میاد یا ایشان دچار دوگانگی هستند یا شما که با این شرایط به زندگی ادامه میدهید
    در گزینه دوم که فبها زیاد دیدن یک شبگیر دست و پا شکسته در اولین نزاع خانوادگی مثلا سر بی نمک بودن غذا دلپسند و خوشایند اهالی محل نیست
    در مورد سوم اصولا بگزارید به امور صلح بپردازد حیف است از این امر خطیر او را بازبدارید.
    در مورد چهارم تمام خانم مهندس ها در هر دوره ای بد اخلاق نباشن در دوره که باید طرح کاد بگذرونن کمی برای خودی نشان دادن که اخمو میشوند از طبیعت یک خانم مهندس هست و اصلا جای نگرانی نیست به هر حال ترس از ادامه ازدواج او را خوش اخلاق تر هم میکند نگرانی به دل اهل محل راه ندهید.
    و به به در مورد پنجم که حرفی نیست مادام یا موسیو بودم مشکلی نیست ببینید اهالی محل چه می گویند میتوان عکسی از ایشان گذاشت شاید نظر اهالی محل به مادام بودن ایشان بود هر چه باشد ازدواج شماست و نظر اهالی محل و دلبستگی های فوتبالی
    ولی وقتی دلیل اختلافات شما فقط یک فوتبال میباشد به نظر میرسد مشکلات بزرگ تری هم میتواند پیش بیاید و گرنه که چه معنی میده دختری هم بخواد ازدواج کنه و هم بخواد الکی راجع به فوتبال نظر بده
    به هر حال از اینکه با دیدگاه جدیدی برای ازدواج اشنا شدیم خوشحالیم
    _________________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است بانو
    ۱-مجبورم!!!می‌فهمی؟؟؟(لطفن با لهجه خوانده شود!)
    ۲- حس کردن یک شب‌گیر دست‌و‌پا شکسته، برای خودم هم خوشایند نیست،چه برسد به اهالی محل!
    ۳-اینجوری نفرمائید!!! برای روز مبادا،به درد می‌خورد‌ها!!!
    ۴- خدا کند که همینطور خوش اخلاق بماند.این روز‌ها خانم مهندس خوش‌اخلاق کم یافت میشود!!!.
    ۵ـ همین رو بگو خواهر من!
    به هرحال از نظر جامع و کاملت بسیار ممنونم بانو.شرمنده فرمودید بنده را.

  24. مینا.م گفته:

    از اون چهارتای اول که شبگیر جان تا حالا هیشکی خیر ندیده.حتی اون مهندس چهارمی.خودت که میدونی برادر.هر مهندسی مهندس نمیشه.اما این پنجمی رو به این سادگی ها رها نکن چون با این استعدادی که داره تو راحت میتونی سرش شیره بمالی و از زیر بار مسئولیت های زندگی شونه خالی بکنی.همچین زنی تو این دوره و زمونه به این سادگی ها گیر نمیاد.
    ________________________________________
    شب‌گیر:جانم!!؟ با این استعدادی که داره،من راحت می‌تونم سرش رو شیره بمالم!!؟ یعنی چی اونوقت!!؟ شما اول موضع‌ات را مشخص کن خواهر من، تا بعدش من تصمیم بگیرم!!! شما طرف دامادی یا طرف عروس!!؟ :)

  25. عماد گفته:

    به نظر من با ششمی ازدواج کن و گول چهارمی را هم نخور!
    ضمنا پنجمی را من بهش گفتم بارسلونا قهرمانه ولی منو مسخره کرد. اینم بگم که طرف صاحاب داره و اصلا نبینم که چشم و نظری بهش داشته باشی.
    __________________________________
    شب‌گیر: احیانن ششمی خودت نیستی عماد جان!!؟ به من نظر داری!!؟ نه!!؟
    من از شما بابت سلیقه‌ی بد ایشون در امر فوتبال،عذر می‌خواهم.
    به ایشون هم نظر داری!!؟ ماشاالله اشتها!!! :)

  26. خانم مهندس گفته:

    سلام شبگیر جوگیر
    الحمدالله که سیاسی نیستی.
    نکن
    ______________________________________
    شب‌گیر:سلام خانم مهندس
    بله!خدا را شکر.
    چشم!اما به خدا من نبودم!!!

  27. کفشدوزک گفته:

    موسیو از هزار تا دخترم بهتره!می تونی به عنوان شریک زندگی روش حساب کنی البته نه تو همه چی!!!کاش می شد نظر خصوصی گذاشت اینجا وگرنه کلی در مورد این آخری توضیح می دادم
    _____________________________________
    شب‌گیر:اشتباه میکنی دوست من! موسیو از صدهزارتا دختر هم بهتره!!!
    پ.ن: نظرات اینجا،همه تائیدی است.پس نگران نباش و هرچه میخواهد دل تنگت بگو.

  28. قاف گفته:

    سلام
    البته من فکر می کنم همین موسیو هم موافق نامزدی شما با مهندس باشد و به نفع
    ایشون کنار برود.
    _______________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست
    بله!ما با هم به توافق رسیده‌ایم و قرار شد دوتایی برویم و به طور مشترک با مهندس ازدواج کنیم!!!

  29. لیلی گفته:

    سلااااااااااااااااااااااام
    ووووی تو چه تخیلی داری ی ی ی ی ی!
    خیلی با حال بووووووووووووووووووووووود!
    بزار دوباره بخونم….دوباره برمیگردم….منتظر باش!
    _____________________________________
    شب‌گیر: سلام لیلی جان
    به نظرم، تو از من هم جوگیرتری!!! اگر با یه بار خوندنش،اینجوری شدی، حتمن با دوبار خوندنش؛ از جو در می‌آیی!!!

  30. لیلی گفته:

    چیه؟! میبینم که هنوز دستت رو زیر چونه ات گذاشتی ومنتظری من بیام کامنت بزارم!! ای بابا بیکاری؟! خب قبلا که گفتم خیلی با حال بوووووووووووووووووووود!
    ________________________________________
    شب‌گیر:نگفتم جو گیر شده بودی!!؟

  31. گلی گفته:

    سلام
    همون خانم مهندس بهتره
    این موسیو خودش دلش جای دیگه گیره
    راستی خیلی قشنگ بود
    خسته نباشید
    راستی ساقی سیمین ساق چی شد پس؟
    _____________________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده‌ست آبجی
    همانطور که عرض کردم،مشکل بزرگ من و موسیو، همان سلیقه‌ی فوتبالی‌اش می‌باشد و بس.
    ساقی سیمین ساق، همان خانم مهندس است دیگر!!!

  32. گلی گفته:

    راستی آدرس وبلاگم رو درست کردم
    به ما سر بزنید
    ___________________________________
    شب‌گیر:من همیشه به شما سر می‌زنم و ماجراهای شما و آقاتون،یکی از دغدغه‌های من است.راستی لینکتان مقبول افتاد بانو؟از اسم و توضیحاتی که برای وبلاگتان گذاشتم،خوشتان آمد؟

  33. خلاف جهت عقربه های ساعت گفته:

    همین موسیو گزینه ی مناسبی است…
    مادام میخوای چی کار؟
    ____________________________________
    شب‌گیر:در مناسب بودن موسیو که شکی نیست…
    اما به نظرت من مادام را می‌خواهم چی کار؟اصلن به نظرت فرق موسیو و مادام در چیست!!؟ :)

  34. شب نویس گفته:

    “در جواب من، این دوست عزیز فرمودند: باشه!پخش مجدد که داره!!!”

    :) ))))))))

    وای من چقدر خندیدم. چقدر هم اولش رفتم سر کار! ولی به “کاپشن” که رسیدم. با زدن یه بشکن! قضیه رو گرفتم. خیلی با حال بود!
    راستی تو پخش مجدد چه اتفاقی افتاد؟ منچستر برد؟ D:
    ______________________________________________
    شب‌گیر: :) :)
    بارسلون آنقدر قدرتمند است که اگر هزاربار دیگر هم آن بازی را نشان بدهند،باز هم برنده از زمین بیرون می‌آید!البته من خودم در اولین باری که پخش مجدد بازی را نشان می‌داد،کمی استرس داشتم،اما با دیدن بازی خوب بارسلون،خیالم راحت شد!!!

  35. آلما گفته:

    معرکه بود. از نوشته های شما و موسیو گلابی واقعا لذت می برم. با همین پنجمی ازدواج کن تا این نوشته ها بیشتر شه.
    ________________________________________
    شب‌گیر:قربان شما.اما معمولن ازدواج باعث می‌شود که آدم نوشتن یادش برود!من خیلی از نویسنده‌های بزرگ را می‌شناسم که بعد از ازدواج، حتی بلد نبودند نام خودشان را هم بنویسند!!!.

  36. تـــــرانه گفته:

    خوب به سلامتی پس آمادگی خودت رو اعلام کردی خوبه! به نظر من با همونی که چهار سال باهاش زیر یه سقف زندگی می کردی ادامه بدی بهتره ها! هر چند که موقع استحمام هم مانتوشو در نمی آره!! ولی جدی چه جوری میشه آدمی رو تا این حد مضحک تحمل کرد؟!
    اگه باز هم همون اولی رو واسه زندگی انتخاب کنی دیگه فک کنم خونه ای (یعنی ایرانی) نمی مونه که من و تو بخواهیم توش زندگی کنیم همش به گ.ا.ه میره با پوزش فراوان و جسارتی که به همسفر شما کردم! همون موسیو خودمون رو بچسپ که بهتره دیگه ضرر مالی و جانی که نمی زنه بهت !!
    ___________________________________________
    شب‌گیر:به سختی!!! یعنی تحمل چنین آدمی سخت است ترانه جان،اما مجبورم!می‌فهمی(با لهجه‌ی عربی بخون!)
    اتفاقن موسیو فقط ضرر جانی به آدم می‌زنه!چون خیلی وقته که من رو کشته!!!

  37. ماهی خانوم گفته:

    با سلام و عرض فضولی!
    منم همون خانوم مهندس رو ترجیح می دم.
    باشد که خوشبخت گردید!
    ________________________
    شب‌گیر:با سلام و عرض ارادت
    مرسی از سلیقه‌ی خوبت.
    امیدوارم که همه با هم خوشبخت گردیم!

  38. فندق کوچولو گفته:

    شبگیر عزیز
    واقعاً حق داری نتونی از این جماعت گل و بلبل شریک زندگیت رو پیدا کنی(اونهم فقط برای سه -چهار سال)بیا و از خیر ازدواج بگذر، اصلاً فرار کن برو امریکا،برو یه جاییکه مجبور نباشی یه همسر این چنینی برای خودت انتخاب کنی.حالا خود دانی…
    __________________________________
    شب‌گیر:آخرش که چی فندق جان؟بلاخره که باید ازدواج کرد! اگر فردا،پس فردا بچه‌ام از من پرسید چرا ازدواج نکرده‌ای، من باید چه جوابی بهش بدم!!؟

  39. نی نی سانی گفته:

    سلام عمو شبگیر خودم
    آخ جون … فک کنم اولین نفرم که مطلب امروزتونو کشف کردم
    پس حالا تا خلوت و سوت و کور بزار بازم بگم که چقده این همو شبگیر محشرمو دوست دارم D:
    از ذوقم که اول شم هنوز ایت بالا رو نخوندم …
    بازم زود زود آپ کن عمو خوشلم .
    _______________________________________
    شب‌گیر: سلام نی‌نی جان
    اولین نفر؟؟؟ کشف کردن؟؟؟
    البته حق داری دخترم!وقتی توی این مملکت،رئیس جمهورش دائم از پایین آمدن آمار بیکاری و نرخ تورم در چهار سال گذشته حرف میزنه،من هم میتونم فکر کنم تو اول شده‌ای!چه اشکالی داره؟؟؟اون هفتاد میلیون آدم رو نمیبینه و من فقط سی‌-‌چهل نفر رو!!!
    قربون تو دخمل خوشگلم برم که اینقدر با محبتی.چشم عموجان.

  40. مهسا گفته:

    سلام.بسیار خوب بود ..مبارک باشه..بیبینین من چه پا قدمی داشتم تا اومدم اینجا عروسی شد..
    به هر حال حالا که عروسی به وبلاگ شما رسیده.. همان نفر چهارم رو پیشنهاد میکنم ..
    راستی بنده بارسا نیستم..طرفدارشم به شدت هم روش تعصب دارم…
    ________________________________
    شب‌گیر:سلام مهسا جان
    مرسی از سلیقه و پاقدم خوبت.ای‌ول به سلیقه‌ی فوتبالی‌ات.امیدوارم رفتار تو،الگویی برای جوانانی چون موسیو گلابی باشد!

  41. نی نی سانی گفته:

    راستی عمو جونم شما هنوز با شگردای یه جوجه معلم اونم از نوع پیش دبستانی اونم از نوع پسرونش اونم از نوع شر و شورش آشنا نشدی…
    من می خواستم ببینم درستشو بلدی یا نه !!! D:
    نه باهوشی عزیز دلم ..
    دیگه واجب شد خودم برات آستین بالا بزنم عمو خشنگم D:
    ____________________________________
    شب‌گیر: خدا بهت صبر بده عموجان!
    میبینی!!؟ من هنوز هم از شما معلم‌های ظالم،رودست می‌خورم! اونوقت من هر چی می‌گم مظلوم هستم، کسی باورش نمیشه!!!
    مرسی عموجان.

  42. سپیده گفته:

    سلام شبگیر انداز جان .
    ببین چیزه. (چیز در اینجا نوعی چیز است) سپاس و درود.خوشحالم که منظورمو گرفتی. طی تحقیقات دانشمندان نه چندان (دانش+مند) شباهتی یافت کرده شده(صرف هر قسمی از فعل با *کرد* مارا دچار یکجوری میکند. لعنت به پدر مادر کسی که اینجا اشغال بریزد و ایضا افکار ناجور را بکند!!!) در اصل مدرک موسیو گوولابی با برادر *کرد*ان. من باب اثبات این حقیقت که از انجا که حقیقت. حقیقت است و احتیاجی به کردن ببخشید اثبات کردن ندارد.پس ندارد که ندارد. بقیه رو بیخیال. این موسیو شاید به عرض گوولابی باشد اما حاشا و کلا که به طول مهندس نمیباشد. به جان چیزینا قسم. در نتیجه از انجا که از ان مهندس محترم فقط به خود همان مهندس فرج است.(یا حسین)(کی گفت منظورم میر حسین بود؟؟؟ ها؟ ها؟ کی گفت؟ جرات داره بگه؟ اها شما گفتی. افرین خواستم بگم درست گفتی) تورو جون دخترعمه محمدینا. بپسند ان مهندسه نامبر فور را که خوووب پسندیدی شبگیرانداز جان. باشد که خودم در شب وصال شما دو کرکس عاشق (ایکون گلاب به روتون و ازاین حرفا) رقص چاقو بنمایم.
    پ.ن:اخ راستی یادم رفت یه وخ فک نکنی من اشتی و از این حر فا ها . نخیر من هنوز قهرم. اه. بابا ول کن این کف پامو. انقد بوس نکن. هم بدم میاد تف تفی بشه. هم قلقلکم میاد. ای بابا گاز نگیر . من اشتی نمیکونم. بی تربیت منظورم نمیکنم بود .
    _________________________________
    شب‌گیر: سلام سفیده جان!
    نه جان من!بیا و بکون، آشتی!!!بده که آدم‌ها با هم قهر باشند!!!
    اتفاقن گلابی جان ما،نه تنها در طول و عرض،بلکه در ارتفاع و دور کمر هم مهندس هستند به حضرت عباس!

  43. ساده گفته:

    عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ما گفتیم : به به ، بالاخره اصرار بر و بچه ها اثر کرد، ولی هر چه به سطرهای پایین تر رسیدیم بیشتر به عمق اشتباهمون پی بردیم .

    من که می دونم شما بی خبر یهو اعلام می کنید که دارید با مادام شبگیر می روید ماه عسل!!!!! می گید نه؟ شب دراز است و قلندر بیدار!!!
    ____________________________________________
    شب‌گیر: :)
    بنده ماه عسل‌هایم را خیلی وقت‌پیش با مادام‌ها رفته‌ام دوست عزیز من!
    یعنی ما اول ماه‌عسل می‌رویم و بعد اگر قسمت شد،ازدواج می‌کنیم!!!

  44. یک رهگذر منچستری! گفته:

    سلام دوست من!
    اجازه بده فعلاً در مورد چهار گزینه‌ی اول صحبت کنیم! حقیقتاً خیلی خوب بود اگه می‌شد ترکیبی از چهار نفر اول رو برای ازدواج انتخاب کنی! به نظرم زحمت‌کش بودن از گزینه‌ی اول، ورزشکار بودن از گزینه‌ی دوم، تجربه از گزینه‌ی سوم و در نهایت مهندس بودن (به معنی واقعی کلمه!!) از گزینه‌ی چهارم، معجون خوبیه که طول عمر رو زیاد می‌کنه، حتی با این‌که ممکنه آدم رو از کت و کول بندازه!
    البته صمیمانه بهت توصیه می‌کنم مراقب باشی تا همین‌هایی که گفتم رو با هم‌دیگه ترکیب کنی و معجون اشتباهی به وجود نیاری! به هیچ وجه دلم نمی‌خواد یکی دو ماه بعدتر تو رو ببینم که بر اثر اشتباه در ترکیب کردن این چهار گزینه، داری همراه زنی بدقد و قواره، اخمالو، با اخلاق تند و از همه مهم‌تر خواب‌آلود!!! توی خیابون قدم می‌زنی! البته می‌دونم که تو رو در چنین شرایطی در حال قدم زدن نخواهم دید چون در اون صورت باید همسر مهربونت رو کول کنی!
    اما باید واقع‌بین بود … ترکیب کردن این چهار گزینه قدری سخت و در واقع غیرممکنه!
    با شرایطی که تو داری گزینه‌ی پیشنهادی من هم گزینه‌ی چهارمه! به هر حال انتخاب یک هندونه‌ی در بسته بهتر از انتخاب یک هندونه‌ی قاچ خورده‌ی سفید رنگه! (شاید هم کرم رنگ باشه البته!!) راستش من بارها گفتم که تو به خاطر دقت نظری که داری باید به جای مهندس بودن، دکتر می‌بودی! اون هم از این دکترهای تجربی که با یه نگاه همه چیز رو تا انتها می‌خونن! و پست این‌دفعه‌ی تو، من رو در اعتقادم راسخ‌تر کرد چون باز هم انتخاب درستی داشتی!!
    و اما در مورد گزینه‌ی پنجم! راستش من ایشون رو نمی‌شناسم و الآن سری به وبلاگشون زدم! اما کاملاً بهشون حق می‌دم که طرفدار تیمی مثل منچستریونایتد باشن! شما هم بالاخره روزی متوجه می‌شین که بارسلونا و امثال اون، در مقابل منچستریونایتد، سوسکی بیش نیستن و لینک شما در روزی از همین روزها به قلندر وبلاگستان تغییر خواهد یافت!

    پی‌نوشت:
    این‌که آدرس وبلاگ من دقیقاً همون آدرسیه که شما در انتهای پستتون دادین کاملاً تصادفی بوده و بنده هر گونه ارتباطی با موسیو گلابی رو به شدت تکذیب می‌کنم! البته از این به بعد تلاش می‌کنم تا وبلاگرهایی مثل ایشون رو به عنوان الگوی ورزشی و اخلاقی خودم قرار بدم! چون واقعاً ایشون روح بزرگی دارن که علی‌رغم باخت تیم مورد علاقه‌شون، بعد از بازی زنگ زدن و قهرمانی رو مثل یک جنتلمن به طرفداران تیم رقیب تبریک گفتن!! ای قربون روحت برم مَرد!!!
    _____________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است قربان.
    ببین دوست من، من احساس می‌کنم که شما اندکی کم تجربه هستید!زیرا ما آقایان در هر حالی همسرمان را کول می‌کنیم! ربطی هم به خواب‌آلود بودن و غیره هم ندارد!یعنی ما هم نخواهیم،آن‌ها خودشان بر کول ما سوار می‌شوند.اصلن اگر بر کول ما سوار نشوند که همسر نمی‌شوند!!!تازه شما باید در نظر داشته باشی که نامزدهای فوق‌الذکر، همگی یک عمر است که بر کول ملت سوار هستند،البته به جز مورد پنجم که تاج سر است و هنوز آنقدر از چشم ما نیفتاده که بر کولمان سوار شود!!!.
    اما در مورد گزینه پنجم:
    میدونی دوست من،فوتبال آنقدر ورزش جذابی است که همیشه تو و موسیو گلابی را به اشتباه می‌اندازد!می‌بینم که بر حسب اتفاق!، تو هم مثل موسیو گلابی فکر می‌کنی و هنوز هم منتظری تا روزی با پخش مجدد این بازی،بارسلون سوسک شود و منچستر قهرمان! اشکالی ندارد پسرم!منتظر باش! منچستر قهرمان میشه!این‌ها هم رفتنی هستند!شش ماه دیگه رفتنی‌اند!!! (از اول انقلاب،یه عده از سلطنت طلب‌ها معتقد بودند که این نظام تا شش ماه دیگر سقوط می‌کند و هنوز هم بعد از گذشت سی سال،با زهم بر این اعتقاد هستند و هر وقت یکدیگر را می‌بینند،برای هم خاطر نشان میکنند که اینها رفتنی هستند!شش ماه دیگر می‌روند!!!)
    پ.ن: در جنتلمن بودن موسیو که شکی نیست،اما راستش رو بخواهی وقتی بعد از بازی به من زنگ زد،با یک بغض غریبی، فقط از پیروزی منچستر در پخش مجدد حرف زد و بس!!! اما آنقدر بغضش زیاد بود و آنچنان اشک در چشمانش حلقه زده بود که من کلی ناسزا نثار بارسلونا و انگلیسی‌ها (بابت اختراع فوتبال!)کردم!حتی یه لحظه هم از برد بارسلونا پشیمان شدم،اما پشیمانی من سودی نداشت و فقط به عذرخواهی‌ای از موسیو گلابی بسنده کردم. من هم قربان ایشان و روح لطیف‌شان می‌روم با هم!!!

  45. لیلی گفته:

    ای وای اون دو کامنت قبلی سلام نکردم؟
    سلاااااااام
    نه که شما اینبار زود به زود وبلاگتون بروز شده هول شدم…
    مرگ من آدرس اون وبلاگی که صاحابش(مسخره نکن عمدا اینجوری نوشتم) اومده حرف مفت زده رو بزار….نمیخوام بکشمش نترس!این روح لطیفت منو کشته! کارش دارم….آدرسو بزاری ها!!
    __________________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده‌ست بانو
    نه!چون مهمترین هدف اون آدم اینه که با نوشتن چنین چیزهایی، مردم رو به سمت وبلاگش هدایت کنه. باور کن که با نخوندن وبلاگش،نه تنها چیزی رو از دست نداده‌ای،بلکه کلی هم چیز بدست آورده‌ای!!!

  46. لیلی گفته:

    معنای انفجار رو توی اون وبلاگه نشون خواهم داد!
    آدرس چی شدددددددددددددددددددددددددددد؟
    _____________________________________
    شب‌گیر: ولش کن آبجی جوگیر من!!!
    اصلن کدوم انفجار؟؟؟

  47. لیلی گفته:

    آنلاین جواب میدی؟
    توی جواب کامنت اولم کلمه انفجار دیدم حالا عوض شده!
    نکنه چشام چپ شده!
    _____________________________________
    شب‌گیر: مگه اینجا فیس بوکه خواهر من؟؟؟
    شما در حالت لوچی، همه جا را منفجر شده میبینی!!؟ :)

  48. دریا(کافهء زیر دریا) گفته:

    خدا رو شکر که چند همسری در مملکت ما هنوز مجازه.میشه منم با همون خانوم مهندسه ازدواج کنم؟بالاخره ۴ تایی(من و تو و خانوم مهندس و موسیو)زیر یه سقف یه جایی برای زندگی پیدا میکنیم.
    ____________________________________
    شب‌گیر:چرا نمیشه؟؟؟کار که نشد نداره!اما بعد از ازدواج با خانوم مهندسه،باید بری انگلیس زندگی کنی دریا جان!!!شما که الان انگلیس نیستی!هستی!!؟
    طبق آخرین اطلاعات واصله، من فکر میکنم به دلیل “حجم حضور” من و تو،جاشدن ما در زیر یک سقف، خیلی مشکل باشه!!!

  49. maneli گفته:

    kheyliiiiiiiiiiiiii bahal bood
    hamoon farhikht e he khoobe
    manam be onvane khahare damad az hala ok ro dadam
    agha emaileto chek kon plzzzzzzz
    ________________________________
    شب‌گیر:مرسی خواهر من.
    اما خدا به داد اون عروسی برسه که بخواد با خواهرشوهری چون تو،در بیفته!!! من فکر می‌کنم تو آنقدر روی برادرانت متعصب هستی که اجازه نمی‌دی خانم‌هایشان، نگاه چپ به آنها بیندازند.راستی چه شانسی آوردیم که اون دوستمون، برادر شما نشد‌ها!!! :) :) :)
    ایمیلم رو هم چک کردم و چیز خاصی توش ندیدم.خبری شده!!؟ :)

  50. sima گفته:

    سسلام شبگیرعزیز.راستش شما که تونستی با چنین خانم با کمالاتی ۴ سال طاقت بیاری قطعابا بقیه هم می تونی.فکر نمی کنم سخت تر از اینی باشه که تا حالا کشیدی.
    بری
    ______________________________________________
    شب‌گیر:سسلام سیما جان
    بابا به خدا من مجبور بودم!چرا کسی من رو درک نمیکنه!!؟همیشه روزهای سخت‌تری هم هست سیما جان.یادمون باشه که توی این مملکت، معمولن هیچ وقت “بدی” نرفته که “بهترش” بیاید!

  51. sima گفته:

    حالا به نظرتون مهندس رای میاره؟یااصلن فرقی هم می کنه کلهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    _______________________________________
    شب گیر:اگر مردم همت کنند،بله!
    ضمنن سیمای عزیز، یادت باشه که ما توی این مملکت رای می‌دهیم تا کسی رو انتخاب نکنیم!!! یا بهتر بگویم: رای می‌دهیم تا کسی را که دوستش نداریم،انتخاب نشود!!!
    کلهم که نه!اما جزءهم چرا!!! و همین جزء‌ها است که در نهایت کل را می‌سازد.

  52. آنجلینا جولی گفته:

    ای واااااااااااااااااااااااااااااااااای! خدا مرگم بده!
    راست میگی؟! دچار گاز گرفتگی شده بودی؟
    باور کن همین که شنیدم همچین صورتمو چنگ زدم که فکر کنم تا دو سه ماه نتونم توی هیچکدوم از کلوزآپ های فیلم هام ظاهر بشم!
    وای اگه مرده بودی من چه خاکی تو سرم میریختم؟
    بگو کی نجاتت داد ! میخوام پول هنگفتی به عنوان جایزه بهش بدم! اصلا هم شوخی ندارم! با وجود تو دنیا جای دلپذیریه…(این جمله رو جدی گفتم ! حالا فکر نکنی من مثل دکتر لکتر آدمخوار هستم هاااااااااا)!!!!!
    _______________________________________________
    شب‌گیر:خانم عزیز!قباحت هم خوب چیزی است به خدا!شما شوهر داری،شونصدتا بچه داری،خجالت بکش! به نظر میاد همش نشسته‌ای پای فیلم‌دیدن و زندگی‌ات را گذاشتی روی سینما!به جای این کارها برو فکر زندگی‌ات باش و تا من نمرده‌ام ،یه جوری سر اون مرتیکه رو زیر آب بکن!!!

  53. نساء گفته:

    سلام شب گیر عزیز!!!
    در این شرایط سیاسی مملکت پست جالبی بود.بالاخره یه وبلاگی خوندیم که راجع به انتخابات ریاست جمهوری چیزی ننوشته باشه.
    راستی منم ۶ ماهی میشه خانوم مهندس شدم و پشت دروازه های کنکور ارشد در حال تلف شدن میباشم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:سلام خانم مهندس
    بله!خدا رو شکر که من آدم سیاسی و جوگیری نیستم.
    مهندس شدنت را تبریک می‌گویم بانو و برای پشت کنکور ارشد ماندن، اصلن نگران نباش! از همین سمیه خانم خودمان یاد بگیر!
    بعد از ۵۹۴ بار شرکت کردن در کنکور ارشد، تازه امسال مجاز به انتخاب رشته شده!!!

  54. نساء گفته:

    قضیه پستو گرفتم ها یه وقت فکر نکنی چطور مهندسی هستم که اینقدر خنگم.
    فقط دلم خواست فکر کنم اینجا خالی از بحث سیاسیه(منم با مهندسه موافقم)
    __________________________________________
    شب‌گیر:اختیار دارید بانو،بنده چنین جسارتی نکرده‌ام و نخواهم کرد.
    ممنون از حسن سلیقه‌تون.

  55. نفش ونگار گفته:

    سلام جناب شبگیر
    حال و هوام عوض شد و با کمال تعجب خندیدم.بلاخره سیاسی شدی .جمله اول فهمیدم چهار سال با کی زیر یک سقف زندگی کردی!!میخواستی بری خواستگاری مامانت برات زن انتخاب نکنه من که جای شما نیستم ولی دو تای آخر را با هم بگیر.
    تو برو خواستگاری فک و فامیل هم با خودت ببر نهایتا خانم مهندس را بگیر.
    امید وارم ما هم از برکات زندگی مشترک شما بهرمند بشیم.
    دیلماج آوردم حرفهای پطرس را ترجمه کرد منطورتان را فهمیدم .و خوب حالا هم که دیگه روسفید شد دروازبانتان می دانید که چرا پای حیثیت من که بیاید وسط مایلی کهن هم راهبه می شود.شوخی که نیست یک فقره نقش و نگار است.
    بهر حال تبریک می گم برنده شدن تیمتان را و امید وارم برنده شدن دیگری را هم تا چند روز این شنبه نه شنبه دیگر به شما وتبریک بگویم.
    بیش از اینها برنده و شاد باشید.
    خدایش خیلی گرفته بودم حال و هوام عوض شد . امید وارم حال و هوای شما هم عوض شود.
    ___________________________________________
    شب‌گیر:سلام بر بانو نقش‌و‌نگار لوپز عزیز
    شما لطف دارید بانو و بنده را شرمنده کردید اساس!
    ای کاش می‌شد از این حیثیت شما برای عوض کردن موسیو گلابی استفاده کرد!!!
    ما میخواستیم کس دیگری را انتخاب کنیم،اما چه کنیم که مادرجانمان،زورشان زیاد است و از همه‌ی ابزارهایشان به شکلی مفید استفاده می‌کنند!!!
    امیدوارم در روز بعد از ازدواج من، همه‌ی مردم ایران از زن گرفتن من خوشحال و راضی باشند!!!

  56. معتاد گفته:

    مال خودمه چینی هم نیست
    یا من چینی ام
    __________________________________
    شب‌گیر: اگر چینی هستی،پس چرا چشمات این جوری نیست!!؟(ایکون کشیده شدن دو طرف چشم‌ها به توسط انگشتان اشاره‌ی دو دست!)

  57. رویا گفته:

    سلام.خدائیش خانوم مهندس از همه سره.اگه یکی دیگه از اون دخترا رو بگیرین ما عروسی نمیام که هیچ باهاتون قطع رابطه هم می کنیم!!
    _____________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده است رویا جان
    در سر بودنش که شکی نیست!بلاخره جایی که گوشت نباشد،چغندر سالار است!!! اما باید ببینیم که در نهایت،مادرجان انتخاب بنده را تایید می‌کند یا نه!!؟

  58. یلدا گفته:

    سلام من وبلاگتان را بی اجازه لینک کردم چون شدیدا میدوستمش .در ضمن بهتره همان همندس را انتخاب کنید اما در مورد ازدواج واقعی شنا ختی که از شما پیدا کردم بهتر فعلا دست نگهداری ننه برات زوددددددده
    ________________________________________
    شب‌گیر:سلام یلدا بانو
    شما لطف دارید و اجازه‌ی بنده هم دست شماست.
    در مورد ازدواج واقعی هم که بنده خیلی وقت است که از دستم در رفته!!!

  59. یلدا گفته:

    ببخشید مهندس نه همندس همون که مهربونه مثل پریا میمونه با دیدنش اشک چشامون ………………بازم بگم .
    _________________________________
    شب‌گیر: بازم بگو!!!

  60. Joan of Arc گفته:

    خودتونو اذیت نکنین به هرحال چهار سال دیگه با این نشد یکی دیگه زیر همین سقفید! :دی
    ____________________________________
    شب‌گیر:عمرن!!!به جز “این” هر که دیگه باشه،سر دو سال سقفم رو عوض می‌کنم!!!

  61. محمّد گفته:

    تو برو با «میم» خودت خوش باش(موسیو گلابی)
    ما هم با «میم» خودمان خوشیم!(منظورم خودم نبودم(محمّد))
    «میم» مثل «میر حسین»!(شما اسمایلی قلب یا لاو ندارین؟!! واقعا که!!!)
    ____________________________________
    شب‌گیر: من با تو هم خوش هستم “میم” عزیز من!!! عاشقتم با این سلیقه‌ی گلت.

  62. محمّد گفته:

    حیفم اومد اینو ننویسم. می دونم بی ربطه به پست ولی «شب‌گیر نیرو گرفته از سیستم وردپرس فارسی» همون ترجمه «Shabgir is powered by wordpress» نیست؟!!! باز هم «واقعا که!!!»
    _______________________________________
    شب‌گیر:ببین حالا!الکی داری گیر می‌دی‌ها!!! اصلن من نمیدونم چرا عاشق هر کس که میشم،بلافاصله بهم گیر می‌ده!!!
    ‍پ.ن: این که خوبه محمد جان؛ این تیم فارسی ساز وردپرس یه لغت ها و واژه‌هایی رو ترجمه کرده که از اون ترجمه، مرد بالغ و عاقل،دوقلو حامله میشه به حضرت عباس!!!

  63. یلدا گفته:

    ببخشید در پست قبل هم کامنتی داده بودم مبنی بر لینک دادن و دوست داشتن وبتان بار اول فکر کردم تایید نشده برای همین مجددا ذکر کردم بار دوم در میان کامنتها لطفتان را دیدم مرا از دوستانتان بدانید و شما برایمان عزیز و بزرگ هستید بر همین مبنا با شما به زبان طنز خواستم نظر بذارم اما خوب نشد ببخشید نازنین دوست ما.
    __________________________________
    شب‌گیر:خواهش می‌کنم.دوستی با شما برای بنده افتخار است یلدا بانو و بنده کوچک شما هستم.

  64. متین گفته:

    .چیه ؟
    هان ؟
    نگاه میکنی ؟
    خیلی هم عصبانی هستم .
    سلام هم نمیکنم .
    احوال شما هم به من ربطی ندارد .
    اصلا هم نمیپرسم چه عجب بعد از این همه مدت .
    بعد از خواندن نوشته تان اصلا هم لبخند به صورتم نیامد .
    اصلا هم عصبانیتم فروکش نکرد .
    به موسوی هم رای نمیدهم .
    خواستگارانتان هم به من ربطی ندارد .
    برد بارسلونا را هم تبریک نمیگویم ولی هم چنان طرفدار کهن سال یوونتوس هستم .
    خیلی هم عصبانی هستم .
    جلو هم نیا ! حاح !
    { برق دندان تمساح }
    __________________________________________
    شب‌گیر:میگم میخوای یه جعبه شیرینی بگیرم و با یه پلیس بیام در خونتون و تو رو با خودت آشتی بدم!!؟ :)

  65. متین گفته:

    این قدر هم عصبانی هستم که میخواهم بدمت به خانواده سبز .
    هان حرفی داری ؟
    ___________________________________
    شب‌گیر:بنده گردنم؛ از مو هم باریک‌تره رفیق!
    راستی خداخفه‌ات نکن با اون عکسی که برام فرستادی!خیلی خندیدم و خیلی قشنگ بود.مرسی دوست خوب و اخمالوی من!

  66. نسرین گفته:

    ای وای !! من عقب موندم از کامنت گذاری !! حالا یک ماه باید صبر کنم که مهنس کبیر مملکت هر وقت حسشون کشید بیان این کامنت مبارک منو که با دستان مبارکم گذاشته ام تایید کنند ! به هر حال من مشاور ایشان در امر ازدواج هستم و قرار است از ۵ قاره یک بانو را کاندید کنم و ایشان برود آن بانو را بپسندد و کلکسیون تکمیل شود ولی این را باید دانست که بانوی پنجم خمس داده میشود !! بعععله !!
    بانوی اول محموده خانوم اصلا به درد شما نمیخورد . آدم یاد آنجلینا جولی می افتد … او کجا و شما کجا ؟!!! کمی واقع بین باشید … فردا پس فردا قیافه ی زیبایش را بر فرق سرتان میکوبد که من از تو زیباترم باید هر چه میگویم همان کنی !! بععععله !!
    دومی که محسنه خانوم است و خیلی نیکوست که زیادی موهایش را رنگ کرده اما او هم فردا پس فردا می آید به شما پز میدهد که موهای من مشکیه پر کلاغیست تو چرا اینگونه نیستی و میکشمت !! چون رنگ موهایم قشنگ تر از رنگ موهای توست !! بععععله !!
    سومی هم که مهدیه خانوم است به شن شما نمیخورد !! خودش نوه دارد و شما اول جوانیتان است … ولی خوب میتواند برایت ارث باقی بگذارد !! او را بانوی دوم خود برگزین !! بععععععله !!
    چهارمی هم که حسینیه خانوم است به مد روز علاقه دارد … مانتویش را با رنگ پیراهنش ست میکند و خیلی با کلاس است … مهندس هم که هست … فردا پز هم نخواهد داد که من مهندسم و تو نیستی … خوب است جوان !! بعععله !!
    پنجمی را هم ببخش … به دلیل بد سلیقگی اش در انتخاب تیم !! همسر آدم باید فوتبال شناس باشد و عاشق بارسلونا !! متاسفانه با هم جور نیسیتید … بععععله !!
    ۵ قاره داریم دیگر !! بس است … اشتها هم حدی دارد … چه خبر است آخر !!
    ____________________________________
    شب‌گیر: :)
    ببین حالا چه هوچی‌بازی‌ای داری در میاری!!! هنوز بیست و چهار ساعت از کامنتت نگذشته!!!
    بسیار بسیار تحلیل جامع و کاملی بود،فقط اشتباهت در اینه که من اصلن مو ندارم!!! آخه تو دیگه چرا نسرین خاتون!!؟ تو که عکس من رو در فیس بوک دیده‌ای.
    اما با مورد پنجمت موافقم خفن!همسر آدم باید فوتبال شناس باشد،اصلن مهم نیست که همسر باشد یا نباشد!مهم این است که فوتبال‌شناس باشد!!!

  67. الهام گفته:

    سلام شب گیر خان!
    خودت را زیاد اذیت نکن… بالا بروی پایین بیایی همان اولی چهار سال دیگر هم مهمان خانه تان است و گلبارانتان می کند بیا و ببین!!
    خوووب آمدی! اولش نفهمیدم قضیه چیست اما بعد که به خواب آلود رسیدم دوزاریم افتاد، افتادنی!! و اما مهندس خان! چی بگم که دل خودم هم پر است! نقاب ها زیاد شده است و قر و قمبیل ها زیاد! آدم می ماند که بخاری هم از این همه شعار بلند می شود یا نه… بگذریم!
    از تحویل گرفتگی زیادتان بسی ممنون می باشم و خوشحال که اینجا هم جایی برای خودم پیدا کردم!
    آخ داشت گزینه ی آخر یادم می رفت! بگذر از این جوان که مشکل دومش به مراتب حاد تر از اولی است! آخر من یونایتدم شد تیم؟!!! وقتی تیم هایی مثل بارسای من هستند!
    داخل پرانتز: موسیو جان شدیدا مخلص و چاکر و خرابت هستیم رفیق!!! نزنی مارو!!!
    و در آخر از اول هم می دانستم شما با این همه کمالات!!! طرف دار تیم شماره یک دنیا بارسای من هستید! بیشتر تر خوشبختم!!
    _____________________________________________
    شب‌گیر:با سلام مجدد
    نه الهام خانم.این تفکر اشتباهی است.درسته که مملکت ما شیر تو شیره،ولی دیگه نه اینقدر که شما فکر می‌کنید.
    به نظرم مردم باید همت کنند،وگرنه چهارسال دیگر،در جایی به مراتب بدتر از الان خواهیم بود.
    راستی صبر کن ببینم!!!شما چرا وسط دعوا داری نرخ تعیین می‌کنی؟؟؟ “بارسای من” یعنی چی؟؟؟اولن که بارسا مال تمام آدم‌های خوش‌سلیقه و باحال دنیاست و ثانین اگر قرار است بارسا شخصی باشد،فقط به من می‌رسد!!! میدونی من چند ساله که طرفدار بارسلونا هستم و چقدر خون دل خوردم تا به اینجا برسه!!؟

  68. ساقی سیمین‌ ساق گفته:

    عجببببببببببببببببببببب
    نظری که نداریم
    فقط با نگاهی متفکر به مونیتورمان مینگریم
    اما خداوکیلی روت شد اسم اون گلابی رو بیاری جز نامزدا منو نیاری
    من نمیگم منو میووردیها …..نه همچین انتظاری ندارم……اما اونم نمیاوردی(گرفتی چی گفتم)
    از قدیم گفتن :
    از حسادت خارها گل میشود
    در ضمن من از این به بعد شلوار میپوشم….پشت گوشتو دیدی دامن و ساق سیمین منم میبینی…….ببینم این گلابیه واست دامن میپوشه یا نه
    ________________________________________
    شب‌گیر:اولن،شما همون خانم مهندسه هستید دیگه!!!
    دومن، من آدم دموکراتی هستم و دوست ندارم که به زنم بگم چی بپوشه و چی نپوشه،اما حالا که میخوای شلوار بپوشی،حداقل از این شلوار برمودایی ها بپوش که بازهم ساقت مشخص باشه!!!
    سومن،موسیو گلابی اینقدر اهل مرام و معرفت هست که به خاطر من دامن بپوشه!!! اما من ندیده می‌دونم که ساقش سیمین نیست و اصولن دیدن ساقش،هیچ لطفی ندارد!!!

  69. منم مهندسمااااااااااا :)) گفته:

    شما خیلی باحالیییییین،،،،،، ماشالله،،ماشالله،،یه ایه الکرسی بعدشم فوت فوت فوت فوت،،،کور بشه چشم حسود و بخیل و …. :) )
    حالا جدای شوخی،،آخه شمای مهندس این همه استعداد نوشتاری رو از کجا میارین آخه؟!
    آخه ما که خودمون مهندسیم از این استعدادا نداریم ؛) D:
    ________________________________
    شب‌گیر:شما که خیلی باحال‌تر هستید! با این همه فوت و آیه که بلدید! من تا حالا ندیده بودم یه مهندس، این همه قرآن بخونه و فوت بکنه!!!
    بی‌خیال رفیق.من رو سیاه نکن!ما خودمون این‌کاره هستیم!!!
    گذشته از شوخی، تو خیلی لطف داری دوست من و من همه‌ی حرف‌های جدی‌ات را به حساب تعارف می‌ذارم.
    مرسی و خیلی مخلصم.

  70. دریا گفته:

    باباییییییییی جونم ؟ قربون اون سر سیمین خوشکلت برم … الان بهتری بابایی؟ آخه چرا موظب خودت نیستی؟ من فکر کردم این خانوم مهندس پست جاری گازت گرفته نگو فرستاده بودت آشپزی! آخه بابایی من! عزیز من! سیمین سر من! چرا مواظب خودت نیستی؟! راستی بابایی من اون درباره وبلاگ رو می دونستم قبلا! (خالی نمی بندم به خدا تا همین چند دقیقه پیش در کمال شرمندگی فکر می کردم شبگیر یعنی جغد!)اما سوالم این بود که چرا شبگیر…!؟
    بابایی من خانوم دومت که تو رو در نهایت بی رحمی فرستاد قبرس! من از این خانوم مهندس پست جاری می ترسم به خدا! می ترسم در سنوات آتی خدای نکرده تو رو بفرسته گوانتانامو! بعد از اونجایی که هنوز خاطرات قبرس رو تموم نکردی من با چه رویی بیام خاطرات گوانتانامو بخونم؟! بابایی نمی خوای یه کم بیشتر فکر کنی؟ حالا یه کم صبر هم بد نیست چون شاید مورد بهتری در کمینت نشسته باشه!
    ولی در نهایت اگه تصمیم خودت رو گرفتی باید بگم : حالا دست!! دست!! دوماد باید برقصه!!!!!! بابایییی بیا وسط قرشششششش بده!!! دسسسسسسست! دست!! کبارکههه!!!
    راستی بابایی کادو عروسیت علی الحساب بمونه واسه وقتی که عیدی و همچنین کادو تولدم رو دادی!! ببخشیدااااا!!! ولی کار از محکم کاری عیب نمی کنه!! *-:
    ________________________________________
    شب‌گیر: :) :) :)
    مرسی بابایی!قربون تو دختر مهربونم برم من!بی خود نیست که می‌گن:دخترها،بچه‌ی بابا هستند!
    اما دخترم،بابای باید کار کنه تا تو بتونی یه لقمه نون خشک بخوری دیگه! تو فکر کردی من پول این کاسه بشقاب‌های که برای جهازت کنار گذاشتم، از کجا اوردم!!؟ من مجبورم که کار کنم تا تو خوشبخت شوی!
    به نظرم اگر شعر “شب‌گیر” زنده‌یاد احمد شاملو رو بخونی، جواب سوالت را پیدا می‌کنی.بخش از این شعر را می‌تونی در سمت راست همین صفحه ببینی.
    نه دخترم!من باید هرچه سریعتر انتخابم رو انجام بدم تا تو بی مادر، بزرگ نشوی.
    بذار من پول‌هایم را جمع کنم، انشاالله سر عقدت، یه کادوی خوب بهت میدم!!!

  71. دریا گفته:

    خط شماره پانزدهم به علت ایراد تایپی بدین شکل اصلاح می گردد : دسسسسسسست! دست!! مبارکهههههههه!!!( علاوه بر تصحیح حرف میم لطفا تبریک را کشدار و با صدای بلند ادا کنید! از توجه شما متشکرم!)
    _________________________________
    شب‌گیر: من که صرف‌نظر از ایراد تایپی‌اش، حسابی قر دادم و رقصیدم!!! اما دیدم خوب نمی‌تونم قر بدم‌ها!!!نگو اشتباه تایپی داشته این تشویق کردنت! دقت کن دخترم!!!

  72. امیر سالار گفته:

    مهندس، مگه فرقی هم میکنه؟ اون خانوم مانتو “شوکولاتی” یادت که مونده؟ خاطرت هست چه جوری بعد اونهمه ناز و ادا دست آخر گذاشت تو پاچه همه خواستگارهاش؟ یادت باشه قبل و بعد ازداواج، طرف تومنی هفت صنار توفیر میکنه. خلاصه حکایتی شده این مملکت گل وبلبل…به قول یارو گفتنی ما که زندگی نمیکنیم پس حتما زندگی ما رو …!
    ___________________________________________
    شب‌گیر:آخه شاید ما زیادی روی اون خانوم حساب باز کردیم و انتظار داشتیم، یه شبه بتونه خونه تکونی کنه!در حالی که باید یه خرده صبر و حوصله‌ی بیشتری به خرج می‌دادیم. آدم همون شب اول که نباید به خانمش حمله کنه!!!
    شما رو که نمیدونم، اما در مورد خودم کاملن مطمئنم که زندگی من رو…!!!

  73. شادی گفته:

    بباحتمالا مادر گرامی جزو شورای نگهبان نیست؟سلیقه انتخاباتی ایشون مشابهت بسیار با اعضاء محترم شورای نگهبان داره!:دی
    در هر صورت شبگیر جان اگه ۴ سال با مورد اول زندگی کردی و سر به کوه و بیابون نذاشتی به نظر من بعد از این هم میتونی باهاش کنار بیای.(بقیه موارد به درد تو نمی خوره هر چند انگار خانم مهندس بدجور تو دلت جا باز کرده!)
    ______________________________________-
    شب‌گیر: بله!تقریبن مادر بنده و شورای نگهبان،یکی هستند،گیرم که مادر بنده، ممکنه تعداد اعضاء شون، یه خرده کمتر از اعضای شورای نگهبان باشه!!!
    به خدا کنار اومدن باهاش سخته! مگه آدم چقدر میتونه نونش رو بماله ته پیت خالی نفت و بخوره!!!

  74. شادی گفته:

    این بب اول متن نمیدونم از کجا اومد!؟
    ________________________
    شب‌گیر: فکر کنم جذبه مادر من، شما رو هم به بوق زدن واداشته!!!

  75. الی گفته:

    خدا خیرت بده الان کی تشنه ازدواج نیست؟؟؟؟؟؟
    اون هم بایه آقاااااااااااااا مهندس
    _______________________________
    شب‌گیر: خود من!!! به خدا اگر من تشنه‌ی این باشم که با یه آقا مهندس ازدواج کنم!!!

  76. رها گفته:

    ” چپ ” یا ” راست ” ش را بیخیال، همه اش را آخر یکیست. عروس عروس است جوون چه این باشد چه آن!!
    مبارکش باد !
    _______________________________
    شب‌گیر: اختیار دارید بانو!!! “چپ” و “راست” خیلی با هم فرق می‌کنند به حضرت عباس! یعنی اینقدر فرق می‌کنند که گاهی “فرق”شون چشم آدمی را آزار می‌دهد!!!

  77. خ. خرچسونه گفته:

    پنجمی دیـــــگه!
    :|
    _________________________________
    شب‌گیر: :)
    والله از خدا که پنهون نیست، از شما هم پنهون نباشه، پنجمی ناز و اداش خیلی زیاده و باید خیلی هم روش کار بشه!حداقل یه پنج شش تا عمل جراحی می‌خواد!!! البته لازم به ذکر است که پنجاه درصد مشکلات ما حل شده!یعنی تا اونجایی که مربوط به منه، من عاشقشم خفن و افتیضاح!!! حالا دیگه می‌مونه اون و خدای خودش!!!

  78. حسابدارتمام وقت!! گفته:

    سلام .
    شب گیر جان ! این ها که فرمودین واقعا از فیلتر رد شده بودن؟!
    __________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده است دوست من
    بله! همگی از فیلتر دوازده سوراخه رد شده‌اند!!!

  79. سپیده گفته:

    سلام شبگیر انداز جان. عمرناش بتونی پاسیو قلب منو که مخصوص موسیو رو ویرونش کونی. اره بزرگوار. عمریه به پای (بوی بد جورابش به کنار) این هنرمند فقید همش چایی نبات میخوریم. اونوقت توی جقله (!!!)(گفتم یه خوردم تو کیف کونی) فکر میکونی با این شیرین عسل بازی ها میتونی رابطه مارو شییییکراب کونی؟ نه برار. زپلشک.در ضمن هیچ قانونی وجود ندارد از باب اینکه وقتی ادم قهری را کرد اشتی اش را هم بکند.

    پ.ن: قبلا از شما و متعلقات و مووسیو گووولابی و مادام گلابی و برو بچه های اتاق فرمان و نودال و خانواده محترم رجبی کمال تشکر را دارم بابت این خلاقیت ذوق و قلم زیبا.امیدوارم منو به خاطر این جسارتها که شوخی بیش نبود عفو بفرمایید. ایام به کام اقای زاهد و خدانگهدار.
    ______________________________________________
    شب‌گیر:سلام حضرت سپیده بانو!
    بنده حقیرتر از آن هستم که بخواهم پاسیوی کسی را خراب کنم، به خصوص پاسیویی که مخصوص موسیو باشد.اما یادم باشه تا این کامنت شما رو به مادام گلابی نشان دهم!!!، قطعن ایشان آنقدر بزرگ هستند که خانه‌ی شما و موسیو رو با هم خراب کنند!!!
    دخترم، هیچ وقت کاری را نصفه نکن! حالا که قهر کردی، موظفی که آشتی هم بکنی!
    بنده هم ضمن تشکر از شما، اهالی محترم محله، شهرداری منطقه‌ی یک، پرسنل زحمتکش کلانتری نیاوران، عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی و همان خانواده‌ی محترم رجبی!، مراتب ارادت خودم را خدمت شما اعلام می‌دارم و خیلی مخلصتم آبجی سپیده.
    اما جدن اگر از من دلگیری، خیلی دوست دارم علتش رو بدونم و مطمئن باش که جبران مافات می‌کنم.

  80. رویا گفته:

    سلام .کامنت من کو؟
    __________________________
    شب‌گیر: سلام رویا جان
    کامنتت همین‌جاست دیگه!!!

  81. لیلی گفته:

    سلام
    وقتی میبینم کامنت ها رو زود به زود جواب میدی احساس میکنم حالت خوبه…
    خوشحالم که خوبی…
    ولی بگم ها اگه یکبار دیگه کامنتهای اون آقاهه(شاید هم خانومه!) که اسم وآدرسش رو نذاشتی رو تائید کنی اینجا رو منفجر میکنم ها!!!
    آخه جای من نیستی که از دیروز تا حالا این جمله با صداها وآهنگهای مختلف داره تو مغزم پخش میشه: اومدی وبلاگ بنویسی که دختر تور کنی!!!!!!
    آیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!
    _______________________________________
    شب‌گیر: سلام بانو
    مرسی از لطف و تعصبت.
    ولش کن و بی‌خیال خواهر من.
    به نظرم به جدای صداش، باید بویش را استشمام کنی!!! من مطمئن هستم که الان یک‌جایی‌اش دارد می‌سوزد خفن و از پشتش دود بلند شده!!!
    ضممن یادم باشه اگه کسی برام مشکل درست کرد، بیام خدمت شما!
    قابل توجه موسیوی عزیز: آاااااااااااااااااااااااااااااهای نفس‌کش

  82. سحر گفته:

    میتونی همسرتو به قید قرعه انتخاب کنی……ولی میشه دنبال یه شخص ششم هم گشت. :-)

    البته نمیدونم چرا دفعه دومی که متنت رو خوندم یه جورایی تداعی کننده نامزدهای جدیده همه ایرانی ها بودن….به خصوص مانتو کرم چرک که چهار سال تنش بود………
    از این لحاظ من هم با مهندس موافقم…..هر چی هست دکتر نیست….

    پس میتونی صبر کنی نتیجه دیگرانو ببینی…….. هوشمندانه مینویسی…… شمسی!!!!!
    ________________________________________
    شب‌گیر:
    “یه جورایی تداعی کننده‌ی نامزدهای جدیده همه ایرانی‌ها بود”!!!!!!؟؟؟؟؟؟
    واقعن خودت به این نتیجه رسیدی!!؟
    ازت ناامید شدم بانو!
    من معتقدم بهتر بود که شما صبر می‌‌کردید تا بقیه‌ی دوستان کامنت‌هاشون رو می‌ذاشتند!شاید با خوندن آنها، چیز بیشتری دستگیرت میشد سحر جان!
    خیلی مخلصیم و اینا همش شوخی بود.به دل نگیرید لطفن.

  83. نرگس گفته:

    برادر مهندس
    به به نظر من تا اولی خودشو به زور قالب نکرده، چهارمی رو اختیار کن !!
    ________________________________________
    برادر شب‌گیر!: خواهر نرگس!
    بنده، دوستان و تمامی اهالی محل، تلاش خودمان را می‌کنیم! بقیه‌اش دست خداست!!!

  84. گلی گفته:

    سلام
    مرسی از لینکتون و اینکه معلومه از توضیحاتش خوشم اومده
    خوشحالم که بهمون سر می زنی
    مرسی
    ____________________________________________
    شب‌گیر: سلام آبجی گلی جان
    خواهش می‌کنم و بسیار خوشحالم که لینک‌تان مقبول افتاد.
    اختیار دارید آبجی، سر زدن به شما،برای بنده افتخار محسوب میشود.
    چاکریم.

  85. snsnh گفته:

    عکس از عبور یک اتوبان از داخل یک ساختمان—قسمت عکس در سایت
    دانلود پر فروش ترین کتاب سال ۲۰۰۶ در آمریکا–چه کسی پنیر من را برداشت؟
    دانلود کتاب دین بودا
    دانلود رمان بسیار زیبای آمریکائی
    در قسمت اطلاعات علمی در سایت
    http://www.snsnh.com

  86. مهدی گفته:

    شبگیر جان فک کنم همون مجرد بمونی به نفع همه مون باشه!آره عزیزم
    _____________________________________
    شب‌گیر: مهدی جان
    همین فکرها رو کردم که این خانمه به زور خودش رو انداخت توی خونه‌ی من!تبعاتش هم دامن همه رو گرفت، حتی دامن ساقی سیمین ساق را!!!

  87. maneli گفته:

    ekshal nadare dobare miferestam
    ajab khoob gofti ha, dar morede hamoon doostemoon migam
    yani man……..
    khodet midooni manzooram az noghte ha chi bood
    ___________________________________
    شب‌گیر:کدوم دوست‌مون!!؟ چرا تهمت می‌زنی مانلی جان!!؟به خدا کار من نبوده! به خدا من منظورم به شخص خاصی نبوده! (ایکون شب‌گیر کلاس سوم ابتدایی!!!)

  88. دریا(کافه زیر دریا) گفته:

    hanooz cheshmet be hamsare jadid nayoftade yare ghadimio faramoosh kardi?vaghean ke shoma marda hamatun haminghadr ba mareftin.man shode enseraf az tahsil bedam az zire un saghf kenar nemiram :D
    hajme hozooreto boro dorost kon ke ba male man be moshkel barnakhore.keyborde inja farsi nadasht pinglish neveshtam.
    __________________________________
    شب‌گیر:سلام دریا بانوی عزیز
    از قدیم گفته‌اند: نو که اومد به بازار، کهنه شود دل‌آزار!!!
    من که قبلن هم خدمت‌تون عرض کرده بودم! مردها همه پدرسوخته هستند، به خصوص شب‌گیر!!!
    بیخودی گناه درس نخوندنت رو گردن من و موسیو ننداز! تو اگه راست میگی، حداقل دیپلمت رو بگیر، بعد انصراف از تحصیل بده!!!
    من فکر کنم اگه حجم حضور من، به صفر هم برسه، باز برای زندگی کردن در زیر یک سقف، بیست کیلو بار اضافه داریم!!!
    خیلی مخلصم آبجی!

  89. شازده کوچولو گفته:

    من فکر می کنم واقعا چه وقت بهتر از الان که آدم ازدواج کنه.فکر کنید ..نه فکر کنید …نه جدی فکر کنید .. چه تاریخی جذاب تر از روز رای گیری واقعا.چه حسن انتخابی
    حالا من بازم فکر می کنم شما رو همون مهندس فکر کنی خوبه. بازم اون مهندسه رو یه ملت فهیمی دوست دارن .اون آخری رو هم نگیری به نفعته .از ما گفتن بود.
    بعد اونوخت باید با لباس مجلسی سر صندوق های رای حاضر بشیم ما؟!!
    شامم می دین دیگه ؟دستت درد نکنه.
    راستی من بدون اجازه لینکتون کردم..گفتم بدونید که من چه با جسارتم واقعا… الان قدرت و جسارت منو درک کردین؟ خیالم راحت باشه ؟!!
    _______________________________________
    شب‌گیر: من فکر کنم بهترین زمان برای ازدواج واقعی، همین زمان انتخاباته! چون آدم میتونه شام و نهار عروسی‌اش رو از اون کاندیدایی بگیره که برای رای جمع کردن، به مردم چلوکباب میده!!!
    شما مطمئن باش که من دلم در گروی همون خانم مهندس چهارمی است و لاغیر!
    البته دروغ نگم،کمی تا قسمتی از دلم، پیش پنجمی هم هست و لاغیر!!!
    شما بیا سر صندوق،با چادر هم بودی، اشکال نداره!
    مرسی از لطفت دوست من و بنده رو شرمنده کردید.شما جسارت نکردید،محبت کردید و انشالله سعی می‌کنم به زودی پاسخگوی محبت‌تون باشم

  90. جاسم گفته:

    سلام شب گیر عزیز .
    از روز معلم تا حالا ندیده بودمت !!
    من معمولا ” کامنت نمی ذارم ولی این دفعه مجبورم کردی !!
    حدود ۱۶ سال پیش با یکی از دختر خانومای دانشکده مون آشنا شدم که این آشنایی منجر به ازدواج شد . همسر بنده مثل نامزد شماره ی یک شما به تمامی دوستان و رفقای n سال پیشش و همچنین همسایگان ابن طرفی و اون طرفی ارادت داره ، و برای همشون مامانه اما واسه ما ننه ست !!! و مثل نامزد شماره دو ی شما ورزشکاره !! ( دلیلشم دنده های شکسته ی بنده ، قبل از هر مسابقه شه !! . حالا از سر وصورت کبود به خاطر مسابقات کمیته انفرادی چیزی نمی گم !!! ) و مثل سومی شدیدا” رک گو . و نهایتا” مثل چهارمی یک طراح قدره ( هر چند که ایشون آرشیتکت نیست ) . ( خداییش رو خیلی از کارامون که نظر می ده ، نهایتا” می بینیم که از طرح های خودمون بهتره !!! )
    اینه که برادر عزیز ؛ برو با همون پنجمیه باش که هم برات دنیاست و هم آخرت !!! در مورد مسائل جزئی مثل بارسا و منچستر هم بالاخره به تفاهم می رسین . ( هرچند بارسلونا رو عشقه !!! )
    در آخر این که با اجازتون می خوام لینکت کنم .هر چند می دونم سالی یه بار هم آپ نمی شی !!!
    __________________________________
    شب‌گیر:سلام جاسم جان
    آقا عجب وبلاگ خوبی داری و چقدر قشنگ می‌نویسی. خدا خیرت بده برادر که کلی از خوندن مطالبت حال کردم.
    به نظرم داری ناشکری می‌کنی! ماشاالله هر چه خوبان دارند، خانم شما به تنهایی داره، من نمی‌دونم چرا ما مردهای ایرانمی اینقدر کم طاقت هستیم و موقعی که بانوان عزیز،رویمان آب‌جوش می‌ریزند، می‌گوییم:آخ!!!
    فدای مرام و سلیقه‌ی فوتبالی‌ات بشم رفیق.اجازه‌ی ما،دست شماست برادر.

  91. Mrs.ZigzaG گفته:

    من نفر سوم رو ترجیح می‌دم!! تجربه کم چیزی نیست که بشه بخاطر ریش داشتن ازش چشم پوشید و دل به نسیه بست!!! هوم؟
    ___________________________________________
    شب‌گیر: امیدوارم تا قبل از شنبه بتونم در این مورد یه پست بنویسم.من نفر سوم رو قبول دارم اما برای انتخاب نکردنش، دلایلی دارم که در اون پست خواهم نوشت.از هر گونه بحثی استقبال می‌کنم و همین بحث‌ها است که باعث میشه آدم انتخاب درستی داشته باشه. قبول دارید؟

  92. Ameh Khanoum گفته:

    آقا قدرتو ببین عمه این فیس بوک رو برای شما آزاد کردن ولی مثل اینکه برای ما یه کاراییش کردن!!! والله دوساعته همینجوری مثل دیوونه ها دور خودش میچرخه هیچ غلطیم نمیکنه با یه s هم مشکلش حل نمیشه !!!
    ________________________________
    شب‌گیر: سلام عمه خانم عزیز
    خب دیگه عمه خانم جان،فیس بوک داشتن ما، از مزایای زندگی کردن در کشور آزاد و بدون محدودیتی مثل ایران است!!!

  93. Ameh Khanoum گفته:

    میخوای زن بگیری برو بگیر عمه چرا میخوای مسئولیتشو بزاری برای پیشنهاددهندگان ?!
    خربزه میخوای عمه خودتم بشین پای لرزش (-;
    ____________________________
    شب‌گیر: یکی دیگر از مزایای زندگی کردن در اینجا، همین است که باید به زور زن بگیری و خربزه را هم به زور توی حلق آدم می‌کنند!!!
    انتخاب با شماست!!! فیس‌بوک یا خربزه؟؟؟

  94. vertigo گفته:

    vavay pesar kheili bahal bod koli khanndidam az post badesh az ………….. badesham az javabaye topi ke dade bodi ey val vaghean ghashang boddddddddddd
    ___________________________________
    شب‌گیر:سلام دوست من
    قبل از هرچیز، عذر می‌خواهم که مجبور شدم قسمتی از کامنتت رو حذف کنم.اما به من حق بده که نخواهم بعضی از دوستان، دل‌گیر شوند.
    خوشحالم که خوشت اومده و نوشته‌های من، باعث خنده و خوشحالیت شده.
    شما خیلی لطف داری و بنده رو شرمنده می‌کنید با این تعاریفتون.

  95. فریبا گفته:

    سلام خسته نباشید آقا شما خیلی مهربونیدا تا حالا ندیدم کسی به همه کامنتهاش جواب بده
    بخت شما هم باز میشه دختر نیستید که اینقدر غصه می خورید
    آرزو میکنم سرحال و شاداب باشید
    _________________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است فریبا خانم
    مرسی و شما خیلی لطف دارید.
    خیلی از دوستان بلاگر دیگه‌ای هم هستند که پاسخ خوانندگانشون رو می‌دهند.
    همانطور که قبلن هم برای بعضی از دوستان توضیح دادم، خوانند‌گان این وبلاگ، برای من به مثابه دوستانم هستند و پاسخ به تک تک اون‌ها، بیانگر اهمیتی است که من برای این دوستی قائل هستم.
    پس کی این بخت من باز میشه!!؟ سی ساله! من منتظر این هستم که بختم باز بشه!!!
    قربان شما و خیلی ارادتمندم دوست خوب من.

  96. سمیه گفته:

    چرا اول هر کلامی،باید سلام کنیم؟من بهت سلام نمیکنم!چون اینجا حرفای بودار زده شده…یاد حرفا و قول و قرارایی که بهم دادی میفتم ،اشکم جاری میشه………..مرد هم مردای زمان قدیم ! حداقل یواشکی ازدواج مجدد میکردن! تو روز روشن جلوی اینهمه ملت نه یکی ؟نه دو تا …بلکن ۵ تا …تازه شناسنامه ات هم که به قول خودت پر شده…حالا خوبه المثنی است !اگه الاول بود چی خاکی به سرم ریزش میکردم؟!حالا خوبه کچلیو مو تو کله ات نداری وگرنه….دونه دونه موهاتو میکندم و دور کله گلابی میپیچوندم که ازش دلخوشی ندارم…با اون تیمای منچستر و بارسلونای مسخرتون! علی دایی و تیمش که بهتر بودن!
    در آخر بگم…به اون ۴ تا اولی هرکدوم که خواستی حلالت/حرف مادرتم گوش کن که صلاحتو میخواد..اما اگه اسم پنجمیو یه باره دیگه بیاری …شب خونه رات نمیدم…
    در آخر از لیلی و تحلیل قشنگش سپاسگذاری میکنم…
    خدا شانس بده و خطهای اینترنت عسلویه درست کار کنه تا ما با سرورمان کمی آنلاین ارتباط برقرار کنیم…آمین
    _________________________________________
    شب‌گیر:سلام سمیه خانم تاج سر!
    زن هم زن‌های قدیم که اصلن درس نمی‌خوندند تا با “مجاز شدن برای انتخاب رشته‌ی کارشناسی ارشد”، دیگه همسرشون و سایه‌ی سرشون رو تحویل نگیرند!!!
    خب تو که میخوای تا بیست سال دیگه درس بخونی و کنکور کارشناسی ارشد امتحان بدی،پس من باید به فکر چندتا خانم دیگه باشم تا بیایند و بالا سر بچه‌ها باشند!البته شما نگران نباش عیال جان!!! این‌ها همشون کنیز شما هستند و شما تاج سرید کماکان!!!اصلن من به خاطر تو دارم چند تا زن دیگه می‌گیرم و اونوقت تو،به جای تشکر، سر من غر می‌زنی!!!
    اصلن حالا که اینجوریه، مهرم حلال و جونم آزاد!!!من برمی‌گردم خونه‌ی بابام!!!

  97. mina گفته:

    wow!!!!!!!!!!!!!mareke bud.in gheseye bi saro tahe entekhab che estedadi darhame shokufa karde.vaghti sistem ghalate dige che farghi mikone ki bashe?hame saro tah ye karbasan,ziad sakht nagir.taze agaram khode dushizeye mohtarame khub bashe az koja malum madaro khaharash bezaran shoma zendegituno konin?dekhalat poshte dekhalat,bad zendegitun be hich ja nemirese.az man goftan!!te
    _________________________________________
    شب‌گیر: :) :) :)
    مرسی مینا جان
    تحلیل فوق‌العاده‌ای بود.
    امان از دست این بزرگ‌ترهای فامیل!همش میخوان برای آدم قیم بازی در بیاورند!
    خب به خاطر همینه که من میخوام یه زنی رو انتخاب کنم که دهن بین نباشه حاضر بشه به خاطر من، مقابل دخالت‌های خانواده‌اش ایستادگی کنه!!!

  98. farzam گفته:

    ma ham be manafe’e shakhsie shoma bishtar az manafe’e melie khodeman alaghemandim
    ______________________________
    شب‌گیر: خوشحالم که جذابیت پنهان منافع شخصی بنده، شما رو جلب خودش کرده رفیق!!!

  99. MaN گفته:

    سلام بر شبگیر عزیز
    استاد بزرگوار برای انتخاب همسر از بین این ۵ نامزد بهتر است با جاروبرقی مورد تائید خود مقایسه بفرمائید تا به نتیجه مطلوب برسید.
    ________________________________
    شب‌گیر:سلام رفیق
    اختیار دارید،شما مطمئن باش که جارو برقی من، قابل مقایسه با هیچ بنی‌بشری نیست!!! آروم!بی‌سرصدا! و از همه مهمتر، بدون توقع!!!

  100. سوده گفته:

    سلام. می شه لطفاً این مطلبو بخونین؟

    http://paiin.persianblog.ir/post/967/
    _________________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده است سوده جان
    مرسی از لینکت و خوندمش. اگر عمری باقی موند،تا قبل از انتخابات!، پستی در این باره خواهم نوشت.

  101. نیلوفر گفته:

    سلام سلام

    نه اینجوری نمیشه من آخر مجبور میشم خودم برا شما دو تن آستین بالا بزنم .. حالا باز تکلیف گلابی که مشخصه فقط مونده طی کردن مراحل مربوطه و لی لی لی لی کردنو قند سابیدن پای سفره ی عقد ولی مال شما نه .. اتفاقا مادرررر من یه دختر می شناسیم تو همین کوچه بالایی خوابگامون از اون دخترای شمالیه سفید مفید ، نمی دونی چیه این دختر از هر انگشتش یه هنر می ریزه .. خوشگل خوشگل خوشگل آدم ضعف می ره نگاش می کنه خیلی هم خوش اخلاقه مثلا یه دفه که رفته بودم سوپری نزدیک خوابگاه خرید کنم داشت منو می خورد که حق من بوده زودتر اومدم پولو حساب کنم تو داری جرزنی می کنی می خوای حق منو بخوری زودتر حساب کنی بری پی زندگیت .. خیلی هم باشخصیت و خوش تیپ و باتربیت هست مثلا به همین سوپری نزدیک خوابگامون میگه : هـــــی حاجـــــی .. خلاصه که به غایت همه چی تمومِ ، اگه بخوای حاضرم برات پا پیش بزارم .. آره مادررر من مطمئنم که مامانتون هم از این انتخاب من خوشش می یاد تازه یکی هم می زنن رو شونه ی منو میگن : خیر ببینی دختر یه همچین عروسی برام پیدا کردی ..
    ____________________________________
    شب گیر: سلام خانم دکتر عزیز
    این خانمه عجب تیکه‌ای است!!!تو رو به تمام مقدساتت قسم میدهم که نزار بپره!!! به خدا من دیگه یه همچین کیس توپی نمیتونم پیدا کنم!من فکر می‌کنم پیدا کردن چنین موردهای خوب و دوست‌داشتنی‌ای، فقط از یه خانم دکتر خیلی اشتباهی بر می‌آید و بس!
    ببین نیلوفر جان، من که فعلن نمی‌تونم بیام شمال، اما کپی شناسنامه‌ام را برایت می‌فرستم تا فعلن قولنامه‌ی این خانومه رو بنویسید!!! فقط یادت نره که وقت محضرش رو مشخص و هماهنگ کنید!
    به خدا جبران می‌کنم و همین الان حاضرم در کمال خلوص نیت، از شما برای برادرِ همسرم (همین خانومه رو عرض می‌کنم!)، خواستگاری کنم!!! می‌دونم که “نه” نمی‌گی!!!

  102. لاله گفته:

    سلام
    جالب بود پستت … اما کاش میشد قدری به خانم مهندس شما امیدوارتر شد ( یعنی همون موسیو مهندستون !)
    ____________________________________
    شب‌گیر: سلام از بنده‌ست بانو
    مرسی و شما لطف دارید.
    اختیار دارید!ما تمام امیدمان در مهندس نهفته است! اصلن موسیو مهندس، چشم و چراغ و خانه‌ی امید من هستند!!!

  103. پرند گفته:

    یووووووووووووووووووهووووووووووووووووووو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    شبگییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییررر!
    سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!
    همینجوری خواستم خوشحالیمو باهات قسمت کنم.
    _______________________________________
    شب‌گیر: یوووووووووووووووووووووووووووهووووووووو!!!
    پرررررررررررررررررررررررررررررررررررررند!
    سلاااااااااااااااام از بنده‌ستتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!
    من هم همینجوری جوگیر شدم!!!
    خب حداقل بگو برای چی اینقدر خوشحالی تا ما هم بیشتر خوشحال شویم.

  104. ساقی سیمین‌ ساق گفته:

    راستی یادم رفت بگم
    جای یه نفر توی اینا خالیه خدایی
    اگه اون بود که دیگه به اینا نیگاه هم نمیکردی(خندههههههههههههههههههه)
    با اون کلیپ تبلیغاتی که دوره پیش ساخته بود (موهاشو اصلاح میکرد تو خونه—گریه میکرد مث ابر بهار)
    میدونی کیو میگم؟؟؟؟
    یادته که
    آی خندیدم بهش…..آی خندیدیم
    ______________________________
    شب‌گیر: بله البته!جای ایشون هم خیلی خالی بود، ولی چه کنم که مادرجان بنده خیلی سخت‌گیر هستند!!!

  105. سارا گفته:

    من اعتقاد دارم که “هر مهندسی که هر مهندس نمی شود” هر کدوم از هر ها و با تاکید متفاوت بخونید. مثلا یارو مهندس برق میره یه ساختمون و برق کشی میکنه سر ۴ سال مردم یکی یکی تلف میشن.با مثلا یارو مهندس کشاورزی فقط استخدامش کردن برای کود دادن ، میاد یه ۴ سالی پای زمین این باباها کود میریزه و میره.
    راستی برای تاریخ، با هر چیزی این سایت و نوشته باشین، تابع date هم داره که پهلوی اون time بزارین و تو دیتابیسم اضافه کنید انجام میشه خیلی کار نداره.

    راستی شما از من خیلیییییییییی بزرگتر هستین عذر من و از خطاب تو بپذیرید.
    ____________________________________
    شب‌گیر: اتفاقن بنده هم اعتقاد دارم که هر مهندسی، مهندس نمی‌شود! بلکه این فقط خوب‌رویان خوش‌قد و بالا و تودل‌برو هستند که مهندس محسوب می‌شوند!!!
    چشم دوست عزیز و مهربون من.
    در اسرع وقت درستش می‌کنم.
    اختیار دارید سارا خانم.بنده کوچک شما هستم.

  106. خدابیامرز گفته:

    سلام علیکم

    موضوع ناموسی بوده، بنده نامحرم بوده، فلذا غلاف کرده، در می رویم!
    __________________________________
    شب‌گیر: علیکم السلام یا خدا بیامرز عزیز!
    اهلن و سهلن! دوستان تو صحن‌اند!!!
    من به قربان غلافتان بروم که اینقدر موقع شناس است!!!

  107. سپیده گفته:

    فک نکنم مطلب توهین امیزی تو نظرم گفته باشم.که تایید نشده. اینطور نیست؟
    _______________________________________
    شب‌گیر: سپیده بانو،شما چرا اینقدر خشن هستید!!؟ کدوم از خدا بی‌خبری اینقدر ذهن شما رو نسبت به من مخدوش کرده!
    من ملولتم به مولا!

  108. زینب گفته:

    سلام…خوبین شما
    من خیلی وقته خواننده وبلاگتون هستم ولی اولین باریه که پیام میذارم…
    شیوه نوشتن شما خیلی جالبه…من که از خوندن پست هاتون لذت میبرم… تبریک میگم…
    در مورد انتخابتون هم بسار مناسب و بجاست…موسیو گلابی خیلی انسان با کمالاتی به نظر میان ولی فکر نکنم به همین سادگیها جواب بله رو بشه شنید ازش …
    راستی این موضوع رو در نظر دارین که خانم مهندسا یه خورده یکدنده تشریف دارن…البته نه از نوع گلابیاش…
    شما انتخاب خودتونو بچسبین و غصه اون چهارتا رو نخورین…اونا خودشون یه مملکت رو رو شوهر میدن :) )
    جسارت نشه به هیچ کدومشون …فقط خواستم از قدرت اجرایی شون یه تعریفی کرده باشم…
    ___________________________________________
    شب‌گیر:سلام زینب خانم
    شما خیلی لطف دارید و مرسی که کامنت گذاشتید.
    من هم فکر نمی‌کنم بشه به این راحتی از موسیو جواب بله رو گرفت!میگین نه!!؟ آخرین پستش رو بخونید و ببینید چقدر “مقاومت کردنش” عالیه.
    والله در مورد شوهر دادن که کاملن حق با شماست.اما تنها توقع بنده اینه که در عروسی‌شون ما رو هم دعوت کنند!!!

    را

  109. ستاره گفته:

    سلام
    چرا اسم وبلاگتون شبگیر ؟؟؟؟
    همه عمر دیر رسیدیم چقدر این جمله قشنگه آدم و می بره به بچه گیهاش و یه مرور از اون موقع تا حالا
    واقعا چه فرصتهایییی چه زود می گذره
    منن تازه با وبلاگتون آشنا شدم
    _________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است ستاره خانم
    در قسمت “درباره وبلاگ” در مورد شب‌گیر توضیح داده‌ام.
    شما خیلی لطف دارید و خوشحالم که از این جمله خوشتون اومده.
    خوش آمدید دوست من و بنده رو سرافراز کردید.

  110. ستاره گفته:

    سلام
    خوبین
    یعنی موسیو گلابی انقدر پسر خوبیه خوب آدرسشو بدین
    شاید یه فرجی شد ثواب هم کردین
    من نمی دونم چرا کسی سراغ موسیو گلابی و از شما نمی گیره
    به نظر حقیر در واقع این پست تبلیغ موسیو گلابی جان می باشه
    مگه نه هیییییییییییییی به قول شما همه عمر دیر رسیدیمممممممممم!!
    موسیو گلابیی هم پررررررررررررررررر
    بله ایشون مادام گلابی دارنننننننننننننننند
    ________________________________
    شب‌گیر: من دوتا آدرس از ایشون داشتم که هر دوتا رو هم در پایان پستم نوشته‌ام!
    ای بابا!شما چرا اینقدر زود ناامید میشوی خواهر من!!؟ خوبه که من در اول این پست نوشتم که: عمر یک زندگی مشترک، بیش از چهارسال نیست!!!

  111. دریا(کافهء زیر دریا) گفته:

    کامنت دوم منو خوردی؟بمیرم که انقدر گشنگی میده بهت اون زن ذلیل شده ت :D
    __________________________________
    شب‌گیر: نه به خدا! من هیچ کامنتی را نمی‌خورم اصولن!!! به خصوص که این روزها، در حال کاهش حجم حضورم هستم!!!
    با زن من درست صحبت کن‌ها!!! درسته که ریخت و قیافه و هیکل نداره! و ازش خوشم نمیاد و به زور عقدش کردم، اما در نهایت ناموسمه دیگه!!!

  112. نی نی سانی گفته:

    سلام عمو مهرداد جون
    می گمابرای انتخاب اصلح این سوژه های شما من دو راه کار بیشتر تمی تونم پیشنهاد کنم :
    ۱) یا باید هر ۵ مورد کاندیداتونو با هم برای این امر خیر و خداپسندانه انتخاب کنید و بلکم بتونید از میون همشون و با مخلوط کردنشون با هم یه زن درس و جسابی و شایسته واسه خودتون دست و پا کنید ( البته اگه از نظر شرعی و عرفی با ممیزی شدن و خلل مواجه نشین)
    ۲) یا اینکه از خیر همشون که میدونم به هر حال این وسط یه دلبستگی هایی ایجاد شده و سختی های خاص خودشو داره و هر کرومشون بلاخره از یه انگشتشون یه هنرایی تراوش می کنه بگذرین و به دنبال کاندیده های مناسب تر و اصلح تری که واقعا لیاقت و شایستگی این عمو مهرداد منو داشته باشن برین ( حتی از اون عمو گلابیه عزیز و مهربان )
    قبلا در هر گونه همکاری و جستجو در جهت یافتن یارو یاوری مناسب و همه چیز تمام برای این عمو مهرداد جان عزیز اعلام همکاری می نمایم.
    با تشکر
    امضا : نی نی سانیه عمو شبگیر D:
    ______________________________________
    شب گیر: سلام عمو جان!
    مرسی از راه‌کارهای خوبت!
    اما در مورد راه‌کار اولت، متاسفانه اسلام دست عمو رو بسته و من بیش از چهار همسر نمی‌توانم اختیار کنم!
    در مورد راه‌کار دومت هم نظرم روی خانم مهندسه هست دیگه!چی کار کنم!!؟ جایی که گوشت نباشه، چغندر سالاره!!!
    مرسی نی‌نی سانی مهربون و زحمت‌کش!عمو رو شرمنده کردی!
    انشاالله که بتونم یه روز از شرمندگی‌ات در بیام!

  113. باران گفته:

    هــــــــــــورا
    شبگیر جان هم میرحسینی می باشند گویا…
    تو بی خود کردی اسم من رو بذاری هوچی وبلاگستان. یعنی این کارو کردی من تورو کشتم ها، اوکی شد؟ D:
    _______________________________
    شب‌گیر: سلام بر عزیزترین هوچی وبلاگستان!!!
    چرا تهمت می‌زنی خواهر من!!؟ من اصلن آدم سیاسی‌ای نیستم!
    کی می‌خواد اسم تو رو بذاره “هوچی وبلاگستان”!!؟
    هر کی خواست یه همچین کاری کنه، بهش بگو دیر رسیدی!!!بهش بگو باران جان ما، از روز اولی که به دنیا اومده، اسمش هوچی بوده!!!
    خیلی مخلصیم آبجی باران عزیز.

  114. رایا گفته:

    تورو خدا داداش شبگیر هرکی رو انتخاب کردی اولی رو انتخاب نکن که هم خودت یه زندگی خوب داشته باشی هم ما خواهر برادرات.اگه قابل نظر دادن بدونین مارو چهارمی به از باقی میباشد
    _______________________________
    شب‌گیر:چشم! به روی چشمام.من تمام تلاش خودم رو می‌کنم، اما گاهی بزرگ‌ترها آدم رو به زور می‌نشونند پای سفره‌ی عقد!!!
    قربان این حسن سلیقه‌ات.خوشحالم که هم سلیقه هستیم.

  115. الهام گفته:

    الان یک ساعت این جا برایتان کامنتیدم وقتی ارسال را زدم هم زمان دیس کانکت شدم و الان شدیدا در خماری این می باشم که رسیده آیا یا نه؟!!!
    فکر کنم همه اش پرید! دوباره می نویسم…
    در گوشی عرض کنم خدمتتان: همان چهار سال پیش هنوز یازده هزار تا از صندوق های رای را نشمرده بودند که رییس جمهور اعلام شد!
    امسال هم خیلی از کسانی که دستی در پشت پرده دارند با دماغی برافراشته که حاکی از قرص و محکمی حرفشان است می گویند چهار سال دیگر هم در خدمت همین جناب هستیم!
    هر چند به شخصه رایم را می دهم و شدیدا بر این باورم که در سرنوشتم سهیمم و همین یک رای می تواند خیلی کار ها کند… دروغ چرا کور سوی امیدی هم دارم که همه ی این حرف های این آدم های گردن کلفت باد هوا باشد و رای مردم بر همه چیز ارجح شود اما….
    آن قدر این چند روز رنگ و وارنگ دیده ام و چیز های عجیب شنیده ام که حد ندارد…
    من خواب دیده ام که کسی می آید
    من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
    و پلک چشمم هی می پرد
    و کفش هایم هی جفت می شوند
    و کور شوم
    اگر دروغ بگویم
    من خواب آن ستاره ی قرمز را
    وقتی که خواب نبودم دیده ام
    کسی می آید
    کسی می آید
    کسی دیگر
    کسی بهتر
    کسی که مثل هیچ کس نیست….
    _______________________________________
    شب‌گیر:من هم شنیده‌ام.اما ما باید هر کاری رو که از دستمان ساخته است انجام بدهیم تا بعدن، حداقل پیش خودمون شرمنده نباشیم از بابت بی‌تفاوتی.
    الهام جان،من هم با تمام وجود آرزو می‌کنم که “کسی بیاید که مثل هیچکس نیست”.
    به امید آن روز.

  116. الهام گفته:

    و اما من باب بارسا!
    خیلی خیلی خیلی ببخشید ها من از زمان طفولیت، دو سه روز بعد از به دنیا آمدن طرف دار بارسا بودم و از همان روز های قنداق شدن بازی ها را به صورت زنده دنبال می کردم!!! حالا مشخص شد که به من می رسد؟! یا نه؟!! بعدشم قبول دارم که بارسا برای تمام آدم های خوش ذوق و سلیقه است اصلا بر منکرش لعنت!! اما قبول کنید که در این بین بنده حق آب و گل دارم!
    _________________________________________
    شب‌گیر:خیلی خیلی ببخشید‌ها! من چند سال قبل از این‌که باشگاه بارسلونا تاسیس بشود، هوادارش بوده‌ام و سهامش را پیش‌خرید کردم!!! رفاقتمون سر جای خودش، اما من اجازه نمی‌دم کسی به این راحتی این باشگاه رو مال‌خود بکنه!!!
    بارسلونا “ایران” نیست که بتونه صدتا صاحب داشته باشه!!!

  117. مینا گفته:

    سلام خان!زنده باشی و دمت جیز با این پست ها!اصلا وبلاگ تو یه دنیای دیگه اس..اول یه حرف داشتم…اینکه تو پست قبلی یه نظر گذاشته بودم که گقته بودم شما حیفی که تو عسلویه کار کنی و اینا…فکر کردم ثبت نشد(که بعدا دوباره یه کامنت دیگه گذاشتم)می خواستم بگم که من (فکر کنم)تنها آدمی ام که با هیچ احدی تعارف ندارم(تعارف که زیر پوسته ی خودش دروغ و قسم و ظاهر سازی رو داره تو خون تمام ایرانی هاست…شاید جز من!!!)هنوزم رو حرفم هستم که واقعا حیفی…بی تعارف!
    دوم در مورد زن گرفتن بگم که:از من می شنوی بی خیال تمام مادام ها و مسیو های دنیا(حتی خودشخص شخیص آنجلینا جولی)شو…سری که درد نمیکنه رو که دستمال نمیبندن!!دوست داری یکی از صب تا شب غر بزنه به جونت که مثلا چرا جوراب گوله شدت به جای اینکه زیر تخت باشه زیر کاناپه اس؟؟؟؟!!!!بذار ۶۵ ساله که شدی و داشتی تو پارک عصا زنون واسه هواخوری قدم میزدی همونجا یه خانم خانم پیدا کن واسه باقی عمرت.دیدی که پیر مردا میرن خانمای ۴۰ تا۴۵ رو می گیرن واسه عصای پیری کوریشون…بچه می خوای چیکار؟مگه ما چه گلی با سو مامان بابا های طفلیمون زدیم که حالا نسل بعدی به سر شما بزنن؟؟؟!!!
    خلاصه اینکه گزینه ی ۶ هیچ کدام از همه بهتره!!!!
    حالا گوشتو بیار یه چیزی بگم….هیسسس:خودمونیما!خوب ملتو گذاشتی سرکار و به روی مبارک هم نمیاری که یه قبرسی چیزی بوده و اینا…من یکی که بی خیال نمیشم و مدام گوشزد می کنم مگه اینکه اعلام کنی دیگه نمی خوای چیزی در این مورد بشنوی…که بازم شکایتمو می برم پیش دلقک که مجبورت کرد پست دنباله دار بنویسی و ما رو هم کماکان با چشم سفید منتظر بذاری
    ______________________________________
    شب‌گیر: سلام خاتون!
    شما خیلی لطف دارید و بنده رو شرمنده می‌فرمائید.
    عسلویه، از سر بنده هم زیاده بانو!
    نصایحت رو به گوش جان می‌خرم دوست خوب من.
    اتفاقن من اون کامنت‌تون رو یادم هست و مطمئنم که جواب هم دادم؛ اما فکر کنم قسمت آخر این کامنتت نرسیده!یا شاید هم من نتونستم بخونمش! همون قسمت درگوشی رو عرض می‌کنم‌ها!!!

  118. مینا گفته:

    یه چیز دیگه…میگما از همه جلو زدیا…پست قبلیت۲۷۸تا کامنت داشت…خدا بیشترش کنه و چشم حسود کور…
    ا!ایشالا اون انکرالاصوات هم پیشمرگت شه که ۱٫انقد حرص نخوری از دستش ۲٫تو ی عمر بیهودش به یه دردی خورده باشه
    _______________________________________
    شب‌گیر: این همه از لطف و بزرگی دوستان است.داشتن یاران خوبی چون شما و دیگر دوستان، برای من افتخاری بزرگ است. بدون تعارف می‌گم که خیلی از کامنت‌های بچه‌ها حال می‌کنم و از خوندن نظراتشون لذت می‌برم.
    به خدا اینقدر چشمم از آغا رضا ترسیده که حتی حاضر نیستم پیشمرگم بشه!!!

  119. maneli گفته:

    shabgir
    shabgir
    shabgir
    shabgir
    ____________________________________
    شب‌گیر:
    maneli
    maneli
    maneli
    maneli!
    مانلی جان! چهار بار نوشتن اسم دوستان، خوش‌شانسی میاره!!؟

  120. saba گفته:

    سلام شب‌گیر جان

    به گزینه سوم بیشتر فکر کن، تجربه زندگى و خانواده دار بودن مهمتره یا سن؟ نمونش همین دختر ترشیده خودمون از خیلى ها شیرین ترِه.
    اون مشکلِ ریش هم با laser حل میشه عزیزم علم پیشرفت کرده :)
    __________________________________________
    شب‌گیر: سلام صبا جان
    شما آنی دالتون رو نمی‌تونی با بقیه مقایسه کنی.ایشون یک مورد استثنایی هستند.
    هر دختر ترشیده‌ای که به شیرینی آنی جان نمی‌شود که!
    شرمنده‌ام!طرف‌های ما، هنوز هم از “بند انداختن” استفاده می‌کنند!!!

  121. دریا گفته:

    سلام بابایی! (من دختر بی ادبی نیستم به خدا …! خب یادم می ره سلام کنم ! این که دیگه دعوا نداره)
    بابایی مرگ من کلیپ اون مردک انکرالصوات (به قول شما البته) که به مناسبت نامزدی گزینه چهارم شما ویولت تو وبلاگش چند روز پیش گذاشته بود دیدی؟ (به به عجب جمله ای! هرکی می خواد فارسی حرف زدن یادش بره از روی این جمله و همچنین جمله که هم اکنون در داخل پرانتز در حال خوندنشه مشق شب بنویسه!) جان من بابایی کلیپ رو دیدی؟ وای من چند روزه هروقت می خوام بخندم این تیکه اش رو گوش می دم : “نفس نفس صدام کن بذار که خوش صدا شم !!” آخر خنده است به خدا! آغا رضا رو توهم گرفته!من فکر کنم خوش صدایی از آرزوهای دست نیافتنی ایشونه!!!
    ____________________________________________
    شب‌گیر:خدا خفه‌ات نکنه دریا! یک ربعه که دارم مثل دیوانه‌ها ، پای کامپیوتر می‌خندم! اصلن لازم نیست که کلیپش رو ببینم! همون تیکه‌ای که تو ازش نقل کردی، بیانگر همه چیز است!!!.
    مرسی دوست خوب من.دمت گرم.

  122. شوکول گفته:

    من که می دونم همش زیرسر این براد پیت است! وگرنه جوان مردم که این طور غم انگیز جوگیر نمی شد!!!
    ______________________________________
    شب گیر: چه کنم دیگه دوست من!!؟ هر کی یک بدبختی‌ای داره دیگه و بدبختی‌ من هم شده براد پیت!!! دست به دلم نذار رفیق!

  123. النگ دولنگ گفته:

    مریاد باد این روزگاران یاد باد
    برادر من ، داداش ، عمو از قدیم ندیم گفتن ازدواج مث هندونس تا قاچش نزنی معلوم نمی شه که قرمزه یا نه (الا ایها الحال) واسه اوون مخدره محجبه که الان باش سر میکنی جان هر کی که دوس داری قاچش نکن همینجوری معلومه آبلمبو شده میترسیم بقاچی همین چن تا که دور و برشن هم بزارن در رن
    دویومیشم : اینجورایی که میگی (جا خواهری) آدم بدی نی ولی خلاصه اون لامپی که هر شب روشن میکنی دو زار ده شهی پاش پول میره اقلکم یه بر رویی ببینی یه عشوه ای ، کرشمه ای (روم به دیوار)
    سیمی : آخر میگم
    چهارمی : اینجور که تو گفتی یواش یواش داشت دلمونو میبرد (بر چش بد لعنت – حلالت)
    پنجمی : بده خودم نعلش کنم واسه چهارمی نقد ش کنم
    اما سیمی : ببین بالام جان مگه خودت خار مادر نداری که رفتی تو سر پیر دختر مردم ، عمو تو رو به خیر ما رو به سلامت ما از اون وقتی که یادمونه عاشق زن های پیر بودیم این و تو بیخیال خودم میرم خواستگاریش فقط آدرس و بده ( چاکر خاتیم به مولا)
    _____________________________________________
    شب‌گیر: سلام بر برادر و دوست گرامی، جناب آقای النگ دولنگ عزیز
    اگر از احوالات چاکر خواسته باشید، ملالی نیست جز دوری رو مبارکتان که انشاالله آن‌هم تا دو سه روز دیگر حادث می‌شود!
    اما در مورد خواهر و مادر پرسش نموده بودید.
    به عرض می‌رسانم که بنده خودم خواهر و مادر دارم، اما نه به این قد و بالا! جماعت نسوان فامیل ما، هیچ‌یک قابلیت مهندس شدن را ندارند و از تکنسینی، بالاتر نمی‌روند!!!
    در نهایت از راپورت و نصایح دل‌پذیرتان کمال تشکر را دارم و امیدوارم روز این چاکر جان‌نثار، آن کند که شما می‌پسندی!!!
    دوست‌مول و ملولتم به مولا!!!

  124. مرضیه گفته:

    به نظرم شما بهتره به احمدی ن
    زاد رای بدی مادر جان
    _________________________________
    شب‌گیر: بسیار ممنون و متشکرم بابت نظر جامع‌تان!
    با توجه به ادله‌ی شما، من هم فکر می‌کنم “احمدی ن
    زاد” بهترین گزینه باشد!!!

  125. معتاد گفته:

    لینکت کردم تو خونه جدید
    عکس فیس بوکتو به منم نشون بده
    ______________________________
    شب گیر:مرسی از لطفت و خونه‌ی نو مبارک.انشالله از همین جا به خانه‌ی بخت بروی!
    شما می‌توانید در فیس بوک اسم و فامیل بنده را سرچ بفرمائید.همچین که صفحه‌ی من رو باز کردی، عکسه که از در و دیوار می‌ریزه پایین!!!

  126. دنیا گفته:

    ماجرای ریش گرو گذاشتن چیه؟؟
    _____________________________
    شب‌گیر: جناب آقای کروبی، به پادرمیانی و وساطت بین سیاسیون، مشهور هستند. ریش گرو گذاشتن، به معنی وساطت کردن و ضمانت کسی رو کردن است!

  127. آیدا گفته:

    ۱٫اگه یادت باشه(نیستم که هیچی منم یادم نبود)از قدیم گفتن مهندس با مهندس باز با باز
    ۲٫بهتره هر چه سزیعتر از زیر سقف نفر اول بیای بیرون هر چی باشه جنگ اول به از صلح آخره یه وقت خدای نکرده میشه مثل این آشنای ما که بعد از ۹سال نامزدی و سقط۱۸ تا نوزاد تازه فهمیدن با هم تفاهم ندارن!
    ____________________________________
    شب‌گیر: دیر گفتی آیدا جان.
    ما در این چهارسال گذشته، حداقل چهل تا شکم زاییده‌ایم!!! تازه رسمن هم نامزد نبودیم!!!
    میگم ماشاالله این آشنای شما، چقدر اکتیو و هات تشریف دارند!!!

  128. asoo گفته:

    فیس بوک هم عجب چیزیست
    حالا چرا عکس سبز و اونم از نوع مثلا شطرنجی
    البته دیدن شما در فیس بوک از مزایای خوندن نظرات بود
    با توجه به اشاره شما به میزان مو های سر و نیز با توجه به اینکه همیشه به نظر میاد ازدواج احساساتی نتایج خوبی به بار نمیاره و کی بوده و که اسم یه دختر مهندس خوش تیپ بیاد و هوس نکنه باهاش ازدواج کنه ولی ازدواج که کار احساساتی نیست من میگم همون گزینه سوم رو انتخاب کن و اثبات کن ازدواج یه کار عقلی و این که بابا گناه داره خودش بهم گفت که سالهاست ارزو داره عیال شما بشه و واسه همین کلی تلاش کرده که بتونه همه جور غذایی بپزه حتی از همون هایی که روش یه وجب روغن دارهههه
    _____________________________________
    شب‌گیر: سبز بودنش به خاطر جوگیری است و شطرنجی بودنش، برای اینکه شناخته نشوم!!!
    در مورد گزینه‌ی سوم، تا حدودی حق با شماست.اما من دلایل مخالفتم رو در پست جداگانه‌ای خواهم گفت.
    ای بابا! روغن که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب!!!

  129. آیدا گفته:

    اینجا همه یا دکترن یا مهندس نهایت موندن پشت درای کنکور ارشد من چی؟آخه من چه کناهی دارم که مجبورم ۲۵ روزه دیگه کنکور کارشناسی بدم(!)حیف نیست جوونی من لای کتابای شیمی خاک بخوره؟
    ____________________________________
    شب‌گیر:بشین درس بخون فرزندم و وقتی دانشگاه قبول شدی، میتوانی از جوانی‌ات استفاده کنی!(چیه خب!!؟ این حرف رو من هزار بار از پدر و مادرم شنیده ام و حالا خواستم بازگویش کنم!شما چرا پشت چشم نازک می‌کنی!!؟)
    من فکر می‌کنم بهتره به محض این‌که کنکورت تمام شد، کتاب‌هایت را در حوض بشوری و آب‌‌کشی کنی و بیندازی روی بند رخت،تا خشک شود! باور کن در تمام مدت تحصیلم، من بعد از هر امتحانم،این کار را می‌کردم!

  130. الی گفته:

    خیلی جالبه که نظر من تائید نمیشه (شکلک عصبانی)
    ______________________________
    شب‌گیر:به نظر من از این جالب‌تر، تماشای عمق شرمندگی در چشمان دوستان است بابت زود قضاوت کردن!!!
    ببخشید الی جان، به خدا این چند روز خیلی سرم شلوغ بود.شرمنده‌ام دوست خوب من.

  131. لیلی گفته:

    سلام
    نوزده سالگی جبهه بودی؟!!!!!
    همون وقتی که من تقریبن همسنت راحت زندگیمو میکردم؟!
    شب زیر گلوله بارون عراقیها میخوابیدی؟!
    همون وقتی که من تقریبن همسنت راحت توی خونه میخوابیدم؟!
    وقتی که توی وبلاگ قدیمی ات خوندم که قبلا اعتیاد داشتی وترک کردی احساس احترام عمیقی نسبت به شما دوست عزیز پیدا کردم.راستش من به خاطر شغلم کمی در مورد این مقوله اطلاع دارم ومیدونم که چنین کاری چه اراده ای میخواهد…
    حالا هم که قضیه جبهه رو خوندم…دوست عزیزم خیلی خیلی برای شما احترام قائلم و امیدوارم به زودی به بزرگترین آرزوهات برسی…
    ______________________________________________
    شب‌گیر:سلام لیلی بانو
    جواب تمام سوالاتت مثبت است، اما من بابت جبهه رفتنم، سر کسی منتی ندارم و اصلن هم به این فکر نمی‌کردم که بقیه در چه حالی هستند.من به خاطر اعتقادات خودم اونجا بودم.
    شما لطف دارید و بنده بسیار کوچک‌تر از این حرف‌ها هستم دوست خوب من.

  132. mina_sh گفته:

    سلام !
    نوشتتون جالب و قشنگ بود.
    اگه نظره بنده را خواسته باشید باید عرض کنم که اون خانم مندسو با مسیو گلابی ه هر دو را به صورت مخفیانه به عقد موقت خود در آورده تا اولا پی به این ببرید که
    خانم مندس می خواهند شمارو خام کنن یانه!!! ثانیا پی به این ببرید که مسیو
    گلابی مرد زندگی هست یا زن زندگی!!
    به هر حال خوشبختی شما آرزوی قلبی خوانندگان وبلاگ شبگیر است. خوشبخت
    باشید.(شکلک:گل همراه با تشویق به مناسبت مجلس عروسی)
    به هر حال انتخاب یا انتخابات هم یه درد سریه ها نه؟؟؟؟؟!!!
    ____________________________________
    شب‌گیر:سلام مینا جان
    با عرض شرمندگی بنده باید به اطلاع برسانم که به عنوان یک مرد ایرانی،اهل هیچگونه پنهان کاری،خیانت و زدوبند نیستم!
    اصلن شما تا حالا دیدی توی مردای ایرانی، کسی پیدا بشه که پنهان کاری کنه!!؟ :) :) :)
    مرسی از لطفت و بنده هم آرزو دارم که همه خوشبخت شوند.
    به نظر من، دردسر انتخابات بیشتره،چون انتخابات، جمع انتخاب است!!!

  133. دلقک گفته:

    سلام عمو مهرداد . این پستت خیلی خوب بود . بابت تولدم هم ممنونم !! در ضمن انشالله به زودی زیارتت می کنیم .
    ______________________________________________
    شب‌گیر:سلام داش سهیل
    قربان شما، شما لطف داری برادر، اما چرا بابت تولدتت از من تشکر می‌کنی!!؟ به من چه!تو خودت دلت خواسته و به دنیا اومدی!من چه کاره‌ام!!؟
    به زودی!!؟ یعنی چی!!؟ من امشب پاشنه‌ی در خونتون رو در میارم!!!

  134. لیلی گفته:

    سلام
    راستش من به موسوی رای میدم ولی از نظر من رئیس شمایی!!!
    خودم بادی گاردت میشم!!!
    آره کارت درسته هر جا مشکل داشتی صدام کن!!!
    (اینارو همه با لهجه داش مشتی بخون)(آیکون نیش تا بناگوش باز طوریکه دندونای عقل هم پیداست!!!)
    _____________________________________
    شب‌گیر:سلام از بنده است بانو
    مرسی از حسن انتخابتون و ممنون از الطاف بی‌کرانتون.
    کرتیم به مولا!

  135. النگ (خالی) گفته:

    دلمشغولی های (بخوانید نگرانی ها)
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
    عزیز برادر دیدی که چگونه حجب و حیا با دروغ به چالش کشیده شد پس با کسی وصلت کن که
    لاقل دروغگو نباشد.
    رسول اکرم در سخنی به ابوذر فرمودند:
    کوچکی گناه را ننگر، بلکه بنگر چه کسی را نا فرمانی می کنی.
    بوی گند دروغ (گناهان کبیره – دستغیب)
    رسول خدا ع فرمودند: مومن هرگاه بدون عذر دروغ بگوید هفتاد هزار ملک او را لعنت می کنند و بوی گندی از قلبش بیرون می اید که تا بعرش می رسد و(( خداوند بسبب این دروغ گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای به مادر است برای او می نویسد)) و شکی نیست گناهی که عقوبتش به این حد باشد از کبائر است.
    از امام حسن عسگری(ع)مروی است که تمام بدی ها در حجره ای است مقفل و کلید گشودن آن دروغ است.
    دروغ فراموشی می آورد
    از امام صادق ع است که: از مجازات دروغگو آنست که خداوند فراموشی را بر او مسلط می گرداند پس دروغی می گوید و آنرا فراموش می نماید و بعد خبری می دهد که منافی با دروغ اولی است و خود را نزد مردم رسوا می سازد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: آوخ که با ما چه‌کردند برادر.البته دروغ‌گویان بزرگ، عذرهای بزرگ هم دارند.اما امیدوارم که در همین دنیا جزای خویش را بگیرند از این ضایع کردن حق‌الناس.

  136. لیلی گفته:

    ببین جناب اگه قراره برای آشتی کردن با اونائی که قهرن جبران مافات کنی پس منم قهر…قهر…قهر!!!
    واسه همینم سلام نکرده پریدم توی بلاگت!!!(آیکون یه بادی گارد خیلی خیلی خیلی متعصب و عصبانی که داره موهای تو رو میکنه نه خودش رو )!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:کدوم جبران مافات؟چرا شایعه درست می‌کنی بانو؟
    بادیگارد خوبی نیستی دوست من!چون من اصلن مو ندارم که تو بخوای بکنی‌اش!

  137. آتیش پاره گفته:

    آخه شما کی این پست رو گذاشتین من ندیدم؟ مگه زندگی واسه آدم وقت میذاره،مگه مهندس شدن واسه آدم وقت میذاره(با تاکید فراوان) دیر رسیدم انگار نتونستم نظر بدم انتخاب کردین رفت؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر:بله!ما انتخاب کردیم ولی هنوز نرفته!!!

  138. مش کرم گفته:

    گل
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شب‌گیر: جدن!!؟ای‌ول! کی گل رو زده؟ به کی زده؟ اصلن بازی کجا با کجاست؟؟؟

  139. arghavan e aziz گفته:

    ajab …%99 khanandeha khanooman ….che khoob shod ke zanet nashodam…!!

نوشتن پاسخ