گیرم که در باورتان به خاک نشستهام و ساقههای جوانم از ضربهی تبرهایتان زخمدار است، با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این باغ، نشسته در کمین پرندهاید، پرواز را علامت ممنوع میزنید.با جوجههای نشسته در آشیان چه میکنید؟
گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید. با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟
نوشته شده در Uncategorized
نوشته شده توسط ۵:۱۸ ب.ظ | نظرات (۱۰۸)



تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۵:۵۰ ب.ظ
گیرم که چراغ را کشتید … با خورشید در آسمان چه می کنید ؟!
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۶:۴۷ ب.ظ
faghat az khoda baraye pedar va madar neda va hame dostani ke dar in rah shahid shodan sabr mikham
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۶:۴۸ ب.ظ
روح ندا شاد.
کمک به صدا و سیما:
شناسایی کنید….. این اغتشاشگر خودشو بغل باباش استتار کرده.
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۶:۵۴ ب.ظ
salam shabgir jan vaghean taasof angiz va narahat konande ast
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۶:۵۶ ب.ظ
آه و اشک…
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۷:۱۹ ب.ظ
روحش شاد و یاد خاطره اش همیشه جاویدان
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۷:۳۲ ب.ظ
در مقابل پزشک زاده شاعره زیبای حریت پیشه ای چون من
هستید کمتر از هسته زردآلوی وسط استفراغ یک افغانی
به خاک سپردمت
کنون خاک اعتراض می کند
به زیر گل روید
حذف کن آبروی نداشته ات نره
حرف حق تلخ
تمام.
——————
می پرسن از من درباره ندا
که چی
دخترک دماغ عمل کرده فاسد العقیده آرایش مانیکور کرده ای بود وبس
چه می کرده در تظاهرات هدف پوچ
آن عکس دروغ است عکس خون آلود
آن چهره ندا نبود
اما اگر بمیرند ۳۰ میلیون چون ندا تاثیری ندارد به حال ما
در مقابل زیبای فرهیخته شاعره برگزیده حریت پیشه ای چون من که می کنند
همیشه مقایسه سیمای مرا با حضرت مریم
هستید خاک بر باد
برای وداع نثارت تف گربه ببری من
بگذار به یاد بود بر قبر ندا
“این ]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: به به! سلام آسیه اَره!!! کجا بودی تا حالا؟ زودتر از این حرفها منتظرت بودم!!! اتفاقن شنیدهام که گفتهاید زندهیاد ندا ، فیلم بازی میکرده و لحظهی مردنش، عمدن به دوربین نگاه کرده! میگم نکنه حالا یه وقت برید بندهی خدا رو یک بار دیگه به جرم مردن در مقابل دوربین،محاکمه کنید و بکشید! واقعهی دانشگاه زنجان رو که یادت نرفته؟در نهایت دختر بیچاره رو محکوم کردند.
۳۰ میلیون رو خوب اومدی!!! دقیقن همین ۳۰ میلیون بودند که به آقای موسوی رای دادند.البته قبول دارم که این سیمیلیون که هیچ، همهی هفتاد میلیون ایرانی هم که کشته بشوند، شما به تخمتان هم نیست.چون اصولن تخم ندارید!اگر داشتید که با آدمهای تا بن دندان مسلح، به جون مردم دست خالی نمیافتادید.
شاعرهی لجاره، این تیکههای “حضرت مریم” و “تف گربه” رو هم خوب اومدی!!! تنها تشابه تو و امثال تو با حضرت مریم اینه که شماها هم بدون شوهر حامله میشوید،منتهی زرت و زرت!!! میگی نه؟؟؟برو از مامان جونت بپرس بابات کیه؟یقین دارم با “تف گربه”ای که نام بردی، جواب مادر جانت اینه که: آسیه جان، موقع درست کردن تو، من سرم تو آشغالها بود و نفهمیدم بابات کی بود!!!
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۷:۳۹ ب.ظ
ضمنا از نوشته هات ولینکات مشخصه نرینه ای هرزه منش هستی خاک بر سری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر:نگفتم!!؟ تو و مادر جانت همهی مردها رو به شکل نرینه میبینید و در فکر این هستید تا بهار تموم نشده، دو سه تا گربهی نر خفن برای رفع احتیاجاتتون پیدا کنید! پس بگو چرا ادبیاتت اینجوریه! دنبال شوهر کرایهای هستید! اما بهار شماها تموم شده…
برای اینکه بهت ثابت کنم هرزهمنش و خانمباز نیستم، این بازی با تو رو تموم میکنم و دیگه هیچ کامنتی رو ازت تایید نمیکنم.
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۷:۵۳ ب.ظ
دیشب داشتم به این فکر میکردم که قاتل ندا الان کجاست ؟با وجدانش چه جوری کنار اومده ؟میدونم الان میگید اون اگه وجدان داشت این کارو نمیکرد ! اما به عقیده من بدترین آدمها هم توی خلوت خودشون یه چیزایی هست که عذابشون بده .
توی این چند روزه اینقدر اشک ریختم که دید چشام کمتر شده .امیدوارم خدا خودش نجاتمون بده
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۸:۲۹ ب.ظ
یاد همه اونایی که رفتن گرامی
دردناکی قضیه اینجاس که بعدن مرگتم نمایشی یا وابسته به جایی نشون بدن.این دیگه اخر رذل بودنه
حیف از این ادمایی که این روزا رفتن
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۸:۳۴ ب.ظ
حیف جوونیش ٫ حیف خوشکلیش٫ بیچاره مامانش چه آرزوهایی واسش داشته! روحش شاد.
در ضمن این نامسلمون هایی که میان و این چرت و پرت ها رو می نویسن احساس ندارن ؟ عذاب وجدان نمی گیرن ؟ اصلا چرا اینها نمی میرن که دنیا از وجودشون خالی شه . اه همش میان میرن رو اعصاب آدم. اگه حرفی نزنین کسی نمیگه لالین!!
مهرداد خودمونیما تو هم بلدی فحش بدی ها!!
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۸:۳۸ ب.ظ
toktam jan, azizam, kasi ke enghadar khooye heyvani dare, alabtte bala nesbate heyvan, shoma fekr mikoni aslan midoone vojdan yani chi? aslan in kalam e too farhan e loghatesh hast ya na?
neda ye aziz ro ma didim, donya did, vali nedaha ee be date ina koshte shodan ke ke hich kass nafahmid, ina past tar az in harfan.
oon rooz ke ma az TV dashtim be filme Neda negaah mikardim, be pesaram goftam az jelye Tv boro kenar, nemikham bebini vali oon did, hamash mano baghal mikard migoft gerye nakon. emrooz b’ad az chand rooz oomade mige: momi oon dokhtar ro yadet miad? goftam kodoom ? goft hamooni ke khooni bood, hamoonike in shkeli bood, b’ad cheshmasho mesle lahzeye akhare neda kard. goft khob chi mikhahi begi? goft manam kheyli narahatam, cheghadr khoob, aya oon morde? goft man dishab khabesho didam. dige ashkaye man band nemioomad. pesar man in sare donya faghat az TV in sahna ro dide in chand rooz ghosse khorde o dishab khab dide, bemiram baraye bache haye mamlekatam ke too in sharayet che ha ke nemibinan.
khod e ma mage kam didim, jang, mooshak baran, bad bakhty, bi ehterami.
man ke adam bozorgam alan ye ja ye khorde sedaye boland mishnavam ghalam mirize, hala bache haye ma dar ayande chi mishan? bache haye iran ke in sahne ha ro didan aya vaghty bozorg shodan in rooza ro faramoosh mikonan? in sahnehaee ke bache ha too khiaboon didan mage mitoonan dige zendegiye addi dashte bashan?
khodaya rahm kon, faghat rahm kon.
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۸:۴۶ ب.ظ
شعری از شاعر مورد علاقهام “حافظ موسوی” در سوگ “ندا صالحیآقاسلطان”
“برای خواهرکم”
صدا به صدا نمیرسد
چشم، چشم را نمیبیند
بیا به خانه برگردیم خواهرکم
ما به اندازه کافی بهانه برای گریستن داریم
بیا به خانه برگردیم
مگر نمیبینی
اینجا نه پرندهای آواز میخواند
نه کودکی لبخند میزند
و از دهان بهتزده کوچهها و خیابانها
آتش و دود برمیخیزد
بیا به خانه برگردیم
[...]
گلولههاشان مشقی نیست
چشمهای معصوم تو، خواهرکم
طاقت این همه گاز اشکآور و
دشنام و دود را ندارد
بیا به خانه برگردیم خواهرکم
این خیابان را
پیش از این بارها به خون کشیدهاند
اینجا امیرآباد است
[...]
و کمیپایینتر
خوابگاهی است که ای بسا شبها
یک ذره خواب به چشمش نیامده است
بیا به خانه برگردیم
اینجا خوابگاه نیست
بیدارگاه جوانهای ماست
اینجا آشیانه کتابها و کاغذهایی است
که ای بسا شبها
چون پرندگانی سپید
در آتش و دود چرخ خوردهاند
و با بالهای سوخته
بر نعشها و دست و پاهای شکسته فروریختهاند
و ای بسا شبها
درها و پنجرههاشان
از زور درد و ضرب [...]
مانند موشکهای کاغذی کودکانه ما
تا آن سوی خیابان، پرواز کردهاند
بیا به خانه برگردیم خواهرکم
من، از لابهلای این همه شلوغی و فریاد
صدای مادر را میشنوم
که چشمهایش را به کوچه دوخته است
و از تمام رهگذران
که شانههاشان امروز، خمیدهتر از دیروز است
میپرسد:
«خانم! آقا! شما ندای مرا ندیدهاید؟
نمیدانم کجاست، موبایلش چرا جواب نمیدهد؟!»
نه! خواهرکم
حالا دیگر، راهی برای برگشتن نیست
[...]
باید تمام شبها را
دنبال ردپای تو
[...]
و صفحههای اول روزنامهها، در سراسر دنیا
زیر عکس تو خواهند نوشت:
اینجا تهران است، خیابان امیرآباد
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۹:۰۴ ب.ظ
بعد از دیدن همیچین پری رخی که دیگه حقیقتا متاثر شدم ! عدل هم گیر دادن به خوشگلا ! اون یوسف زمان حتما می خواد انتقام خودشو از زیبارویان بیگیره که چرا خدا همچین ستمی در حقش کرده ! (یاد آقامحمدخان قاجار افتادم!)
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۹:۳۳ ب.ظ
شب گیر جان !
آروم باش خب؟
یه همچین آدمی (آسیه) لیاقت جواب تو رو نداره…اوکی؟
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۹:۴۸ ب.ظ
llk,kممنون ……………
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۹:۵۰ ب.ظ
ببخشید در کامنت قبلی متوجه گذاشتن ان حروفها نشدم…بازم میگویم ممنون به خاطر توجه خوبتون
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۹:۵۶ ب.ظ
وقتی داشتم عکس های ندا رو میدیدم برای چندمین بار اشک ریختم ندا روح خسته اکثر دختران ایرانی بود که به نمایندگی از ما پر کشید روحش شاد
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
اومده بودم بگم عکسای شخصی تر این دختر عزیز رو نگذاری که بهانه دست آدمای عوضی ندی که دیدم عوضی بزرگ(آسیه) قبل از من رسیده. این آدم یه آدم سرشاز از کمپلکسه و اصلا نباید نظرش رو تایید می کردی.تاریخ مشخص خواهد کرد حق با کی بوده.
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۰ ب.ظ
یه عزیز ِ طناز عکس این نی نی رو برای ما فرستاده بود با این تایتل:یکی از اغتشاشگران،لطفا شناسایی کنید….طفل بسیار معصومی است
ماشاله این خانوم آسیه چقدر مودب هستن کاملا مشخصه که الگوی ایشون در ادب کیه!
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۱ ب.ظ
گیرم که رنگ سبز رو ممنوع میکنید/ با سبز پرچم ایران چه میکنید؟
تیر ۴, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۲ ب.ظ
دخترک رذل بی شرف.مهرداد چرا کامنت امسال این آسیه رو تایید میکنی؟اینا ارزش هیچی رو ندارن.
الهی قربون اون کوچولوی خوشگل برم.چه راحت توی بغل باباش خوابیده و خبر نداره زیر گوشش چه خبره.کاش دنیای ما هم به قشنگی و سادگی دنیای اون بود:(
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ق.ظ
سلام شبگیر جان
من حاضرم رو ی زندگیم شرط ببندم این آکله(آسیه)از اون قیافه هاییه که وقتی آدم میبیندش باید کفاره بده، حالا شانس بیاره و روش بالا نیارن.چون اصولا تجربه ثابت کرده دختر هایی که قیافه های اینچنین دارن در دنیای مجازی خیلی ادعای زیبایی دارند و مثل سگ هم به دختران زیبای بی ادعا حسودی میکنن.آخی دلم براش می سوزه چقدر عقده داره.اتفاقا چقدر هم دلش میخواد شعر بگه .معرش هم مثل قیافه شه به خدا.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۰ ق.ظ
آقای شبگیر جواب دادن به این قماش فایده ای نداره یه ضرب المثل لهستانی میگه مادامی که خودت رو حق میدونی و اکثریت حق رو نمیبینی مثل کوری میمونی که مرکز دنیا فاصله دو پاشه و اخر دنیا انتهای گامش
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۵ ق.ظ
هیچ حیوانی با هم نوع خودش چنین کاری نمی کنه که انسان ها با انسان ها! و جالبه که خودمون رو اشرف مخلوقات هم می دونیم!!!!
یاد همه “ندا”ها جاویدان
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
شبگیر جان اصلا جواب این آسیه رو ندیا !!!!!! البته شما بزرگ مایی من نباید اینو بگم ولی چون این روانی تمام بچه های مدلاگ رو اذیت کرده و مرتب چرتو پرت مینویسه میگم …وقتی کامنتاشو تایید نمیکنی خفه میشه به صورت اتومات !!! تما بچه های مدلاگ مدتهاست دارن نقلو نبات میشنون از این بیمار روانی آزاد !!!
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱:۰۱ ق.ظ
شبگیر عزیز لطفآ کامنت هر بی سروپایی رو تایید نکن . توی این روزها به اندازه کافی این آدمهای بیمار رو خارج از این محیط مجازی تحمل میکنیم بذار اینجا حداقل آرامش خاطر داشته باشیم .
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱:۲۹ ق.ظ
نمی دونم چرا بعضی ها اینقدر احمقن !!!!!!!!!! از بس وارونه وایستادن که همچی رو وارونه ببینن خون تو مغزشون جمع شده !!!! دیگه کار نمی کنه.
واقعا تکان دهنده بود.ما همگی ساعت ها گریه کردیم .همه ی جهان با ما گریست .
ندا جان روحت شاد .نمی ذاریم خونت پایمال بشه .
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۲:۳۲ ق.ظ
sssسلام .روحش شاد ..
چقدر بی هوا کشته شد ..
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۲:۳۳ ق.ظ
خیلی معصومانه به شهادت رسید ..من از یک جا شنیدم ندای عزیز توی یک آژانس هوا÷یمایی شاغل بوده ..
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۲:۴۵ ق.ظ
سلام ….
من هم معتقدم:” توی گهواره چوبی پسری هست هنوز …” و همچنین ” شب دراز و قلندر بیدار ” و …
امیدوارم ختم به خیر شود و این حرکت پایانی خوش داشته باشد ….
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۲:۵۷ ق.ظ
از ته دلم دعا میکنم که امثال آسیه که کم هم نیستند نابود شن!نابود شن…نابود شن…
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۳:۱۸ ق.ظ
چقدر یه آدم میتونه حقیر و پست فطرت باشه که راجع به ندا اینجور چرندیاتو بنویسه….حتی از ظاهرش هم حسودیت میشه آسیه…چون زیبا بود…و زیبا مرد…اینجور که معلومه شکل همون رئیس جمهور قلابی میمونتی…مث اون ژنده پوش و بوگندو
هرزه کثافت..
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ق.ظ
ببخشید شب گیر جان که اینجوری نوشتم…عادت ندارم کامنت بذارم..اونم اینجوری…اما بدجور دلم گرفت…اینا حتی به مرده ی این دختر معصوم هم رحم نمی کنند….تموم خشم و بغض و دلگیری هامو تو وجودم خفه کرده بودم…اما وقتی کامنت این هرزه رو خوندم یه چیزی تو وجودم شکست….دائم ندا تو ذهنمه….پدرش..مادرش…عین گل پرپر شد و اونوقت آشغالایی مث این آسیه حتی به مرده شم رحم نمی کنند
نفرت حس خیلی بدیه….دلم میخواد یه جوری ازش خلاص شم….درمونده شدم
ببخش که تلخ نوشتم….تاییدم نکن….اینا محض درد دل بود….نتنونستم جلوی خودمو بگیرم
ممنون رفیق که حداقل نوشته ت باعث شد این بغض لعنتی بشکنه و نفسم بیاد..خوشحالم که شماها رو دارم
ای
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۴:۰۰ ق.ظ
ta miyad cheshmemon az gerye khis she in lajan baziye asiye ravan parishe lakate ro mibinam az asabaniyat khon jolo cheshmamo migire agha hich rahi nist in khoshkel khanom ro peida kard ye hali behesh dad?
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۵:۰۷ ق.ظ
اول دمبت را ببرند که بی دمب بمانی شبگیر مهربان
بعد سلام جناب شبگیر جواب نداشت دو تا کامنت من؟
روحش شاد.مدیونیم بهش که برایمان آبرو خرید برای زنهای ایرانی بخصوص.
روحش شاد برکت حونش روز افزون
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۸:۲۶ ق.ظ
سلام
با پوزش آیا شما از سهیل ( عقاید یک دلقک) خبر دارید؟ اون از اول این ماجرا هر شب مینوشت اما دیشب نبود. امید که خوب باشه اگر ممکنه یک خبر از اون اینجا بگذارید سپاس
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام لاله خانم
داش سهیل تقریبن خوبه!، دیشب هم چون خبر خاصی نبوده، چیزی ننوشته.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۱ ق.ظ
سلام..نمیدونم در چه حالی ..ما که اینجا یه جورایی داریم از غمو غصه بار و بندیل قلب نازکتر از شیشه را میبندیم..روزها میان و میرن و ما اینور ابیها هر لحظه در انتظار یه خبر خوب …دریغ و دریغ…نمیدونم این سکینه سه پستون شما یه دفعه چرا اینطوری رأی جنیفر لوپز را زد و اومد بالا…اومد و ۴ ساله دیگه هم هست ولی خوشحالم که دیگه دنیا ایران رو به اسم اون و پستونش نمیشناسه…دیگه ایندفعه ایران به اسم ایرانی و جوونهای به خون کشیده شدش معروفه..دلم اساسی گرفته مهرداد…امروزم که این بینوا مایکل رفت اون دنیا …کی میدونست که اون از همه زودتر ندا رو میبینه(با توجه به مسلمون شدنش)!!!پسر جان خیلی مواظب خودت باش..اون انگشتی که هنوز میگفتی جاش درد میکنه ۴ ساله دیگه کار داره….
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۹ ق.ظ
bazam manam …alan commentha ro khoondam…be Asie khanoome hazrate maryam nama residam…faghat mikham begam in adam ajab koskholie!!!!!!age bazam oomad dor o baret addresse mano bede az khejalatesh darbiam ke alan por az tanafor be oon o amsale oonam …khodam ye nafar halesho migiram asasi ta befahme ke madare harzeye boogandoosh tokhmesho koja kashte …az pedaresh esmi nemibaram ke motmaenam madaresh yadesh nist ki boode ??mazerat khahi ham baraye bad zaboonim nemikonam ke alan vaghtesh nist…alan vaght,vaghte khoonkhahi o talafie …javabe mosht moshte va javabe khoon ,khoon,,,gozasht oon zamani ke javabe ablahan khamooshi bood…
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۳ ب.ظ
سوالی که برای آن هیچ جوابی نتوان یافت…
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۲ ب.ظ
ای شبگیر بدجنس
چه قدر از متانت، صبوری، مظلومیت و نجابتِ (!) من سوءاستفاده می کنی آخه!
قضیه سیصد میلیون چیه دیگه…؟
به این میگن پرونده سازی آشکار!
موسیو به دلایلی که برای خودش محترم هست ولی برای من کافی نبود!، وبلاگش رو عوض کرد… چی کارش داری خوب؟ دوست داشته عوض کنه! چرا به بچه ای به این آرومی و سر به زیری (!!!!) تیکه میندازی واسه عوض کردن وبلاگش؟!
پی نوشت: شما قصد نداری این لینک ویولت کوچولوی خیس و رنگ پریده رو تغییر بدی احیانا؟
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ب.ظ
از فحشای زیببایی که به اسیه دادید ممنونم.
دلمان خنک شد.
تازه فحش هم یاد گرفتیم.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۵ ب.ظ
اینا اینقدر بدبختن که به مرده دیگران هم حسادت میکنند. به مرده معروف هم حسودی میکنن.
آخه چقدر عقده ای! چقدررررررررررررررر!
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱:۰۷ ب.ظ
سلام
بعضی ها واقعاً چقدر بی انصافند!!!(همین کامنتای…)
فیلمش خیلی اذیتم کرد، حتی اگر به قول بعضیها ساختگی بود، حالا مثلاً این یکی ساختگی بقیه که فیلمشون نبود اما خبرشون بود چی؟ بابا حتی همین صدا و سیمای خودتونم که یه سری مرگ و میر رو (هر چند دل بخواهی) اعلام کرد که؟!
راستی عکس این بچه ی بیچاره رو چرا همینجوری گذاشتی؟؟؟ حداقل شطرنجیش می کردی
پس فردا خدایی نکرده خونش میفته گردنتاااااا!
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱:۱۱ ب.ظ
به به
میبینم که همه به این پری روی پری پیکر سیمین ناف پریدید بابا این ماچه شوهر میخواد و صد البته با این توصیفاتی که کرده عقل و هوش را در طویله برده
به آسیه خانووووووووووووووووووووووومممممممممممم
ببم جان بنده وقتی مطلبت را می خواندم بلند بلند خواندم وا اسفا بر الاغم و هزاز هزار میمون بر شانست که در اقبال بر دروازه شما باز گشت وسلسله خر بنده که مدتها به دنبال ماچه کم شعوری بود به جنبش در آمد
آدرش را مرحمت کنید الاغ را رهسپار کنیم (فقط کدو یادتان نرود) در ضمن الاغ بنده از آن خرهای اصیل است لعاب را فراموش نکنید ورنه جان بر لبتان میآرد و مجبور میشوید جفتک پرانی کنید
دلال محبت یک الاغ
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱:۱۹ ب.ظ
چه کسی باور می کند که این لبخند زیبا دیگر نیست…………
جناب آقای سرکار مهندس دکتر شبگیر خانه ، بنده مدتهاست در فکر تعویض این اسم هستم ولی هنوز آنچه می خواهم را نیافته ام…کمی دندان روی جگر بگذارید برادر من آخه !
شما علی ایها حال همان شازده مارا خطاب کنید تا بنده نامی درخور خویشتن بیابم!
البته حالا که این اسم انقدر روی اعصاب راه می رود شاید تغییرش ندادیم ..زیرا که باعث انبساط خاطرمان می گردد
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۲:۰۶ ب.ظ
جواب کاراشو می گیرن…
خیلی زودتر از اینکه انتظارشو داشته باشن..
طوری می خورن که حتی نفهمن از کجا خوردن…
این تنها فکریه که آرومم می کنه!
این پسر کوچولو هم خیلی خوردنیه:))
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۳:۴۵ ب.ظ
چه کنم با این بغض و خشم و نفرت؟چه کنم با این اشک های گرم؟شعری نوشتم برای ندا و تمام آزادی خواهان سرخ روی سبز جامه
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۵:۰۳ ب.ظ
من همین الان کامنت آسیه رو دیدم…واقعا خوب جوابشو داد ی
ایشون قبلا به گمانم توی وبلاگ پزشک نیمه دیوانه هم در افشانی فرموده بودند که چنان جوابی از خواننده های وبلاگ مذکور گرفتن روح افزا..حالام اومده اینجا افاضات می فرماین…آسیه خودتو خسته نکن…همه ی این چیزایی که به دیگران نسبت می دی مربوط به خودته….به ندا توهین کردی؟ منتظر نفرینش باش که از تو به خدا نزدیکتر بوده و هست.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۶:۵۹ ب.ظ
خواب آرام کودک با خون سبز ندا تداوم میابد ” این است معنای سود و هزینه
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۷:۵۸ ب.ظ
غم … اشک … اندوه … حسرت ……….
روحش شاد
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۸:۰۳ ب.ظ
ممنون که به وبم سر زدی…….امیدوارم به زودی همه این ناراحتی ها تموم بشه …چقدر خوب که ما رو در این روزها تنها نذاشتید.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۸:۲۲ ب.ظ
سلام
بازم مطالب بسیار عالی بود
ترکیب عکسها با مطلب واقعا دیدنی بودو این نشان از تیزهوشی شما داره
راستی بعد از چند بار کامنت دادن(خیلی وقته اینجا رو می خودنم اما کامنت گذاشتن رو تازه شروع کردم!) و دودلی بالاخره مصمم شدم پیشنهاد بی شرمانه ای به شما بدم!
متن پیشنهاد بی شرمانه
“من بسیار مایلم خودم رو در لیست دوستان شما ببینم
و این مایه افتخار من خواهد بود.”
در مورد آسیه هم باید بگم
حیف نام آن زن پاکدامن که بروی تو گذاشته اند.
به قول شاعر(با یکم تغییر)
منزه خوانمش زیرا نباشد
دروغی را جوابی جز دروغی
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۹:۱۸ ب.ظ
روحش شاد …روحشون شاد..
.
با نظر آنی موافقم تاریخ همه چیز رو مشخص می کنه …
.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۷ ب.ظ
به حرومزاده هایی امثال اون اسیه کثافت هرزه میگم ادماچیزی روکه تووجودخودشون غالبه دردیگران میبینن.توهرزگی وکثافتی خودت روبه اون دخترنسبت میدی که اگرذره ای انسانیت داشتی این کاروهرگز نمیکردی لااقل به پای کسی بپیچ که بتونه ازخودش دفاع کنه اشغال نه اینکه چوب به نعش مرده بزنی.مطمئن باش اخرت وبهشت وجهنمی وجودنداره ایناروواسه احمقاوعوامی مثه توگفتن تو همین زندگی کثیفت هرچی دادی عیناوبی کم وکاست پس میگیری.یه روزی میادکه همین اتفاق برای عزیزت میفته انشاالله که جلوت پرپربزنه وهیچ کاری ازدستت برنیادوازته دل بسوزی وهمونوقت کسی باشه که این حرفاروعیناتحویلت بده.اون روزیادمزخرفاتی که دروصف این دخترکه ناجوانمردانه کشته شد گفتی رو،بیفت واتیش بگیر.اون روز زیاددورنیست!عدالت الهی یعنی همین.اشغالایی مثه اسیه تعجبی نداره که فکرکنن باحذف فیزیکی تفکر روهم حذف کردن.چون اونااصولاچیزی بنام مغزندارن وازلابلای مشتی پهن که توسرشون کارگذاشته شده محصولی ازاین بهتر به بارنمی نشینه.
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۶ ب.ظ
ببخشیدتوکامنت قبلی خیلی عصبانی بودم یادم رفت تشکرکنم ازپست دردناک وقشنگت. هیچ چیزمثل نگاه معصوم وناباوراین دختروقت مرگ،تاحالامنواین اندازه منقلب نکرده بود.من یه مادرم ودرک میکنم که چقدراین روزامادرش درد میکشه.امیدوارم بزودی دلش شادبشه واروم بگیره وبدونه که خون ندابه ثمرمیشینه وبیجهت به خاک ریخته نشده.بازم متاسفم. گفت احوالت چطوراست؟
گفتمش چون حال گل!
…….حال گل درچنگ چنگیزمغول!!!!!!!!!!
(قیصرامین پور)
تیر ۵, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۱ ب.ظ
روحش شاد .فقط خدا به خانوادش صبر بده.
اگه امکانش هست کامنت این آدم خدا نشناس( آسیه ) را حذف کنید
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱:۰۳ ق.ظ
هزار بار خواستم ببینم اما دلم طاقت نیاورد
انگار کسی قلبم رو تو انگشتانش گرفته و میخواد لهش کنه
دیدن عکس های این فاجعه برام غیر قابل تحمل بود چه برسه…
امروز حرفهای آرش حجازی رو شنیدم و
امشب تو اخبار دیدم تکه های این فیلم رو با چاشنی فرافکنی های بینهایت و بی سر و ته
هیچ چیز جلوی حرفهای مفت و بی ارزش رو نمیگیره و چه خوب
چون هر کلمه انکار کردنشون یعنی سر تا پای من گناهه و چه بد
چون با همه ی این دروغ ها مردمی رو فریب میدن تا با کلماتشون که انگار لحنش رو هم از تلویزیون قرض گرفته اند پتک به سرمون بکوبند
اونوقت حتی صدا از حنجره بیرون نمیاد که بگه:” نگو
ترو به خدا قسم میدم نگو که حقش بود
نگو که دشمنان نظام بودن که کشتنش
نگو نباید میرفت
نگو خبرنگاری برای قصه اش دختری رو قربانی کرد
نگو
دوروغ هاشون رو برای من تکرار نکن……….. برای خودتم نگو که اونوقت میفهمم هنوزم عادت داری افسانه های دور از ذهنی رو که کنار گوشت میگن تا بخوابی باور میکنی و با لبخند چشمهات رو روی هم میذاری و ….. کی بیدار میشی؟”
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۲:۳۹ ق.ظ
میدونید امشب در یک اقدام خیرخواهانه تی وی ایران در مورد کشته شدن ندا شفاف سازی کرد!! برن خوشحال بشن امثال آسیه و بیشتر بشکن بزنن!! برداشتن یه تیکه فیلم از تجمع نشون میدن و دورش خط قرمز میکشن که این از اول نشون کرده بوده!!! بیچاره ها تجمع بوده مثلن ها !! از یه منطقه ممکنه صد تا فیلم باشه و توش آدمای تکراری . این فیلمارو خوب نشون میدن اما تجمع مردم رو سانسور میکنن شدید . در ضمن خیابونای اطرافم همه تحت نظر بسیج و لباس شخصیها بوده ها !!! تو جیبه همه هم الان یه موبایل پیدا میشه که بشه باهاش فیلم گرفت .والا اون فیلم در پیته نصفه نیمه که این حرفارو نداره…خب ندا رو شما نکشتید بقیه رو چی ؟ دانشجوهای کشته شده کوی دانشگاهو چی؟ شیرازو..؟بابل..؟ پسر همسایمون که ۱۹ سالش بود و دانشجوی تهران چی؟ همه رو لطفن شفاف سازی کنید اما کم کم ! یهو نه که ما خیلی ذوق مرگ میشیم !!! الان بعد از یه هفته تازه چون گنده کار در اومده نشستن فکر کردن چی بگن؟!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۱۶ ق.ظ
سلام آقا مهرداد!
ندا و نداهایی که از زمین ایران پرواز کردند ندایی بودند برای رساندن فریادهایمان.برای
فهماندن حرفهایمان البته به کسانی که می فهمند نه آنهایی که پنبه دروغی در
گوش های فراخشان فرو برده اند و انگار نه انگار که …..
حتما حتما به این آدرس یه سر بزنید اطلاعات جالبی وجود داره:
http://iraninternetindex.com/iran-news/np/fp/a/NEDA.htm
تمام آنهایی که برای آزادیمان و برقراری عدالت به سوی حق پر کشیدن
روحشان شاد و یادشان تا همیشه با روح وروان ما ماندگار است!!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۶:۴۳ ق.ظ
Hey, have you seen this news article?
New details about Michael Jackson’s Death Emerge
I was wondering if you were going to blog about this…
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۸:۰۹ ق.ظ
سلام
دوستان این کامنت گذاری که خودش رو آسیه معرفی کرده مشکل داره…از فحش خوردن لذت میبره…به قول خودتون قبلن هم در بلاگهای دیگه کامنت گذاشته و به اندازه کافی هم دوستان دیگه از خجالتش در اومدن!… ولی بازهم داره ادامه میده…
ببینید چطوری تونست حال و هوای این صفحه رو عوض کنه!!!…
شب گیر یه کاری نمیکنی؟! من حال وهوای این صفحه رو بدون تاثیر آسیه میخواااااااام!!!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۸ ق.ظ
سلام شب گیر به نظر من او دوتا کامنتی هم که آسیه گذاشتی باید حذفشون میکردی چون ارزش نداره آدم لجش میگیره(عصبانی)
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۰ ب.ظ
نمیدونم چرا به قضیه ندا مشکوکم شبگیر…
به عکسها خوب دقت کن… اونی که تو فیلم بود با اون عکسی که واسه یادبود گذاشتن خیلی فرق داره…
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۰ ب.ظ
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان؟
اولا که لطیف خودتی!
چرا فحش میدی؟!!!!!!!
ثانیا خشن هم خودتــــــــی!
ثالثا هم اینکه این دو کلمه ی آخر که نمی تونم تلفظ کنم! ، یعنی چی؟
به قول یه عزیزی اگر جواب ندی مدیونی!
پی نوشت: از شوخی گذشته بسی ممنونم بابت اینکه لینک رو تغییر دادی داداش مهرداد. به این کامنتای منم جواب بده لفطا! دلم برای حاضر جواب بودنت تنگ شده!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ب.ظ
شبگیر !همه ی کامنتای بچه ها رو خوندم حتی کامنت هرزه هایی مثل اسیه.میدونی!اینا به جای سیب زمینی و چک پول ۵۰ تومنی-باید سهام شعور و فرهنگ میگرفتن که خب قیمتشون همون ۵۰ تومنه البته با احتساب نرخ تورم چون قبلا به اینا میگفتن دوزاری!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۴ ب.ظ
ld fمی بینم که حتی عکس شهیدات هم دخترخانم های خوشگل هستندش ! خواننده هات هم همینطور هستندش !
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱:۳۸ ب.ظ
وای مهرداد ترسیدم وقتی جوابتو به آسیه خوندم!(آیکون دخترکی رنجور و لرزان )
کمی سعه صدر هم بد نیست ها! از اول کامنتشو تایید نمیکردی که اینجوری حرص نخوری!خوب بود اسم شاعر رو هم ذکر میفرمودین!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱:۵۸ ب.ظ
درود
وقتی طرف مقابل تا این اندازه وقیحه چه میشه کرد؟؟
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۰۸ ب.ظ
http://ja/ سلام . شما به این لینک دادی. ولی برو ببین چی تو وبلاگش نوشته…. کاش حذفش کنین.
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۱۹ ب.ظ
شبگیر عزیز سلام
غم و اندوهی که بعد از دیدن فیلم ندا که کمتر از یک دقیقه اس تمام وجود آدم رو تسخیر میکنه و اشک رو از چشمت جاری میکنه به عقاید اون دختر معصوم مربوط نمیشه.به حس انسانیت آدم برمیگرده.نگاه اون دختر دل هر انسانی رو خون میکنه(روی انسان بودنش تاکید میکنم) حتی اگر دشمنت باشه.
آسیه خانم و آسیه خانم ها با چه توجیهی اینچنین در مورد هموطنت یا طور دیگر بگم در مورد یک انسان،یک همجنس خودت صحبت میکنی و از مرگش ابراز خوشحالی میکنی؟کسی که اصلا نمی شناسی.
چون بینیش رو عمل کرده؟نداریم خانمی رو که چادری باشه و بینیش رو عمل کنه که همون چادر از نظر شما تمام خوبیها رو با خودش به همراه میاره.
چون آرایش کرده؟که تو فیلم پرپر شدنش نشانی از آرایش روی صورتش نمیبینی.آیا مادر خودت که حتما از نظرت پاکدامن ترین هست آرایش نمیکنه؟پس تمام صفاتی که به ندا میدی به مادرت برمیگرده؟
شما در صحنه ای به اون دردناکی ناخن های ندا رو بررسی کردی؟یا اینکه ناخن های مانیکور کرده یک ضد ارزش هستش؟اگر اینطوره چرا یک خانم بسار محجبه و مذهبی که بر حسب اتفاق از اقوام نزدیک شماست و خیلی هم دوستش دارین در شب عروسیش یا در مهمونی یا حتی خونه ناخن هاش رو سوهان میکشه و لاک میزنه؟یعنی صفاتی که به ندا نسبت دادین شاما حال ایشون هم میشه؟
با چه عقیده ای مسخ شده ای که مرگ ۳۰ میلیون برات ارزشی نداره؟چرا چون عقایدشون به مذاق شما خوش نمیاد؟پس تایید میکنی طالبانی رو که به دنبال اسلام ناب محمدی هستند به زعم خودشون و خونی که میریزن مباح هستش.درک میکنی اتفاقی که داره در ایران میفته صورت دیگری از طالبان هست؟
پس لابد عقیده داری کودکان و جوانان معصومی که در آفریقا به خاطر سوتغذیه جانشون رو از دست میدن حقشونه!چرا،چون با شما هم عقیده نیستن،آره؟
این طرز فکر شما رو یاد چی میندازه؟من که یاد هیتلر میفتم و نسل کشی که انجام داد.شما که قدرت و حکومت دستت نیست اینطوری رفتار میکنی و نفرین میکنی و در عزای ندا و نداها جشن میگیری،اگر قدرت دستت باشه چه ها میکنی؟
نکن دختر نکن.اینگونه نفرت رو در درونت تقویت نکن.میرسه روزی که به خاطر عقایدت ناچار میشی خون یکی از عزیزانت رو به خاطر هم عقیده نبودن با خودت بریزی.
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۲۱ ب.ظ
سلام جناب شبگیر
این چند خط رو واسه آسیه مینویسم گویم که ندا دختری بود با تمام مشخصات که تو گفتی ایا هنوز نمیدونی پشت سر مرده نباید حرف زد ایا هنوز داغ عزیزی رو تجربه نکردی که بدونی عزیز از دست دادن سخته ایا نمیدونی فرزند از هر جورش برای پدر و مادرش عزیزه نمیدونم به چی فکر میکنی مثلما همه ادم ها همون جور که اثر انگشتاشون فرق میکنه طرز فکراشون فرق میکنه ولی آدمی که نمیتونه دیگه از خودش دفاع کنه و مرده باید احترامش حفظ بشه
شبگیر عزیز منم با آنی موافقم بهتره عکس های شخصی ندا رو تو وبلاگ نزاریم
و من به درد جانکاهی فکر میکنم به لحضه نگاه کردن به دوربین به لحضه ای که پدرش جسم سرد دخترشو در خاک گذاشت و مادرش تماشا میکرد.
به هرجوری فکر کنی درد اینکه جوان از دست بدی سخته
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۳۰ ب.ظ
همین الان الان تو تلوزیون خودمون شبکه یک(اخبار) از ندا گفت
خب حالا باید ببینیم آسیه و … که میگفتن ساختگی زر دیگه ای هم دارن؟؟؟
البته تلوزیون گفت برنامه ریزی شده و ….
و یه عالمه هم توضیح داد که کار نیروی انتظامی و … نبوده..
راستی چرا صدا و سیما به زور می خواد همه چیزو مخفی کنه وقتی گندش دراومد همه مردم دنیا فهمیدن و بوی تعفنش همه جا را گرفت بعد تازه میاد اون موضوع رو پخش می کنه؟؟؟؟(منظورم همین مرگ نداست؛ خب می ذاشتن سالشم تموم شه بعد می گفتن)
اصلاً همین کارشون باعث میشه آدم شک کنه به حرفاشون و اعتمادش رو از دست بده.
بیشتر چیزایی که پخش می کنن شبیه توجیه کردنه!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۴۸ ب.ظ
سلام شبگیر جان
امیدوارم یه روزی بیاد که همه ما بتونیم به راحتی سرمون رو بالا بگیریم و بگیم که یه ایرانی هستیم بدون هیچ تحقیری و هیچ …
موفق باشی
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۳:۴۹ ب.ظ
راسستی قراره پرینت هایی که از مکالمات تلفنی گرفته شده به قسمت بازرسی اداره بفرستن.مهرداد واقعا همه ی مکالمات و اتصالهای نتی چک میشن. الهی که هرچه سریعتر خبر مرگشون برسه.
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۴:۱۱ ب.ظ
سلام شبگیر عزیز.
بغض رفتن ندا برای همیشه با ما می مونه.کدوم وجدان زنده ایه که نگاه معصومانه اش رو فراموش کنه؟
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۴:۲۵ ب.ظ
یاد و خاطرش گرامی.):
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۵:۰۴ ب.ظ
کامنهتا رو الان خوندم من هم با نظر آنی و حذف عکسهای شخصی تر موافقم…
چون فقط بهانه دست بعضی ها میدهد
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۵:۴۳ ب.ظ
وای اگر پرنده ای را بیازاری
پسرک بی آنکه بداند چرا سنگ در تیرکمان کوچکش گذاشت و بی آنکه بداند چرا گنجشک کوچکی را نشانه رفت. پرنده افتاد ..بال هایش شکست و تنش خونی شد. پرنده میدانست که خواهدمرد.اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هرگز هیچ چیزی را نیازارد.
پسرک پرنده را در دستهایش گرفته بود تا شکار تازه خود راتماشا کند.اما پرنده شکار نبود.پرنده پیام بود. پس چشم در چشم پسرک دوختو گفت: کاش میدانستی که زنجیر بلندی است زندگی که یک حلقه اش درخت است و یک حلقه اش پرنده. یک حلقه اش انسان ویک حلقه سنگ ریزه.حلقه ای ماه وحلقه ای خورشید. وهر حلقه در دل حلقه ای دیگر است.وهر حلقه پاره ای از زنجیر… وکیست که در این حلقه نباشد و چیست که در این زنجیر نگنجد؟!
و وای اگر شاخه ای را بشکنی خورشید خواهد گریست. وای اگر سنگ ریزه ای را نادیده بگیری ماه تب خواهد کرد. وای اگر پرنده ای را بیازاری انسانی خواهد مرد.
زیرا هر حلقه را که بشکنی زنجیر را گسسته ای … و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی…
پرنده این را گفت و جان داد.
و پسرک آنقدر گریست تا عارف شد.
(از کتاب هر قاصدکی یک پیامبر است نوشته عرفان نظر آهاری)
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۵:۵۷ ب.ظ
سلام…
(
من هر وقت فوت یه جوون رو میبینم،زودتر از خودش خانوادش میان جلو چشام که چه جور میتون تحمل کنن
با پارزوی شادی روح این عزیز برای خانوادش نهایت صبر رو از خدا میخوام.
راستی این آسیه چی میگه!!!ترسیدم
شما هم یهو خشن شدین بیشتر ترسیدم…ولی صد در صد قبول دارم جواب این آدما و این نوع حرفا سکوت مطلق…سکوت و بیتفاوتی در این مواقع از نظر من کاملترین و نابود کننده ترین جوابِ…ولی خداییش شما توپ جوابشو دادین;)
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۶:۲۹ ب.ظ
سلام انگارمن این دفعه دیر رسیدم !همه حرفا رو زدین که
فقط میتونم بگم خون گریبان میگیره بدجور.دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۶:۵۲ ب.ظ
آهااااان!
حالا فهمیدم…آسییییییییه! تو همون کسی هستی که قبلن هم کامنت گذاشته بودی و شبگیر اسم خودت و وبلاگت رو حذف کردددد؟!!!
حیف که اگه به شبگیر التماس هم کنم محاله آدرستو بهم بده ! از روی بدجنسی نیست که آدرستو نمیده بلکه بیشتر دلش برای تو میسوزه! میدونه که وبلاگ دوستام و حتی وبلاگهای ناشناس دیگه اونقدر برام حرمت دارن که حاضر نیستم توی صفحاتشون از خجالت کسی مثل تو دربیام….
حیف! اگه آدرستو داشتم چنان بلایی سرت می آوردم که دیگه اسم ندا و حضرت مریم یادت بره!
فقط یه چیزی : از نظر من ندا و حضرت مریم هر دو قدیسه هستن…و آدمی مثل تو لیاقت نداره اسمشون رو به زبون بیاره…………..
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۶:۵۶ ب.ظ
اوه ضمنن آسیه جون یه ذره بکارت روح داشتن هم برای زندگی شرافتمندانه لازمه !
فقط بکارت جسم کافی نیست!!!
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۸:۳۶ ب.ظ
آقای شب گیر سلام. آقا این آسیه اینجا هم هست؟ بابا اعصابتونو بابت این بابا خورد نکنین. این دیوانه ست. با این شعرای …
حقیر پیشنهاد می کنم کامنتاشو تایید نکنین چون رو اعصابه ملته.
ما هم مثل شما به یاد ندای عزیز اشک ریختیم و برای جوونیش که اینقدر ناجواردانه پرپر شد غصه خوردیم. ندا و نداها زنده ان. در قلب و روح ما.
یادش پاینده باد
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۹:۱۰ ب.ظ
fihv بهار تلخی رو همه پشت سر گذاشتیم ….
از روزی که خبر ندا رو شنیدم تنها به حال مادرش و تمام بازمانده هایش گریستم .چرا که خودش طعم خوش آزادی را چشید و رها شد ……
امچه پیش خواهد آمد خدا می داند ….
راستی سلام شبگیر عزیز …..
موفق باشی…
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۹ ب.ظ
این رو ببینید
alirezarezaee1.blogspot.com
تیر ۶, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۵ ب.ظ
بچه ها خواهشا این قضیه ی ندا رو انقد لوث نکنید اولا که خیلی ها بودن که تو این جریانات به ناحق خونشون ریخته شد برای همشون هم ارزش قائلیم هیچ کدومشون رو هم فراموش نمی کنیم ولی تکرار این قضیه فقط باعث میشه این عوضی ها ور اضافی بزنن و هارت و پورت کنن دوست دارین باعث خوشحالی این قماش بشین؟؟؟؟؟؟؟؟
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۷ ق.ظ
این اسیه خانم کلا تعطبل است
بابا یک ادم مرده چه این وری ها کشته باشند چه اون وری ها یک ادم مرده اون هم نامردی از پشت سر بعد هم حق نداری به صرف داشتن یک چهره یا تیپ خاص یک فرد را هرزه بدونی فکر کتم همه پیغمبرها عالم اومدن که همین یک نکنه را به همه حالی کنند ولی مثل این که بیثمر بوده
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۲:۱۵ ق.ظ
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
نوشتار جالبی بود.
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
میبینم با کلاس شدی و جواب ملتو نمیدی ؟!و یا بعدن خواهی داد؟
ولی اینجوری بهتره!چون چشامون باباقوری میشد از بس جوابای دندون شکنتو میخوندیم و بعد واسه اینکه سر در بیاریم از چند و چون قضیه ، باید چیزایی که بچه ها نوشتن هم میخوندیم…ای بابا چقدر یه نفس حرف زدم!
پیرشی جوون!
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۰ ب.ظ
از دست تو! ببین این آسیه هه ، به خاطر تو چه چیزایی بارم کرده! کلی جوک دست اول!
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۱ ب.ظ
ای شبگیر ورنپریده! (راستی ورپریده فحشه؟؟)
کی لینک کردی؟؟؟
باعث افتخارمه! خیلی خوشحال شدم(در حد خدا!)
با حاشیم موافقم خیلی وقته تو فکر عوض کردنه قالبم اما متاسفانه هنوز موفق نشدم!
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۶ ب.ظ
یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا (دکتر شریعتی-بالاتر از حسینیه ارشاد- مسجد قبا) ساعت ۶ برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم “بازگشت به میزان” است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۲:۰۶ ب.ظ
میشه فحش بدم؟میشه؟دارم می ترکم…خداااااا ما چه مون شده؟چه مرگمون شده؟داریم زنده زنده گوشت همو می خوریم!خدا کجاست؟خدا کو؟نمیبینه؟نمیبینه که دارن جوونارو زور کش میکنن؟نمیبینه با چه وقاحتی اون شهادت رو چجوری جلوه میدن؟
یکی بیاد بگه:آخه آشغالا اگه از پشت تیر خورده بود که اول با صورت رو زمین میوفتاد بعد بقیه برش میگردوندن…اگه از پشت تیر خورده بود چرا از جلو رو سینه اش رو فشار می دادن؟کسی حواسش به پشت نبود.
اگه همه ی اینا فیلم بوده چرا اون راننده ی لجن بی وجدان صداش و دستاش می لرزید؟
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۳:۰۷ ب.ظ
سلام
متشکرم،افتخار میکنم که خودمو تو لیست دوستان شما می بینم.
راستی خدا نکشدت
منو به ویروس آسیه مبتلا کردی
مطمئنم اینجا مبتلا شدم!
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۵:۰۵ ب.ظ
در طی این روزها گمان میکردم حتی خدا نیز ما را فراموش کرده و به قهر ظلمهای فراوان خشک و تر را با هم به فراموشخانه سپرده. با پرواز ندا و نداهای دیگر سرزمینم به حالشان غبطه خوردم و بر سرنوشت شوم خود گریستم و ضجه زدم. لیک تنها گمانی که کمی آرامم میکند این است نداهای سرزمینم قطعا ندای مردم مظلومم را به پروردگارم میرسانند. خوشا به سعادتشان.
و بدا به حال بیچارگانی چون آسیه!!!!!!!! نفرینت نمیکنم،دشنامت نمیدهم چراکه نمیخواهم در جرگه همتایانت شوم. دلم برایت میسوزد و میدانم از پس عقدههای بیدرمانت اینچنین میاندیشی. فقط از پروردگار برایت عقلی سلیم و روانی سالم میخواهم. باشد که در هنگام جان دادن از انسانها به حساب آیی.
تیر ۷, ۱۳۸۸ at ۶:۵۲ ب.ظ
سلام به استاد ارجمند جناب شبگیر

در پاسخ به یک کامنت گذار :
خانم (خانومش از آن دسته دیگر میباشد)شما خیلی نسبت به اعمالی که روت انجام شده تسلط داشتی حتی تف رو هم از یاد نبردی و این نشان از تجربه بالایی دارد که احتمالان از مادرتان (که احتمالآ در خانه خاله و یا خانوم رئیس صداش میکنی) یاد گرفتی و باقی جماعت نسوان هم مسلکت نیز تمام تجربیات را در طبق اخلاص گذاشته و به شما منتقل کردند چه مستقیم و چه غیر مستقیم.
در مورد سی میلیون من هم با تو هم عقیده ام چون از اون تعداد,وسایل تعدادیشون به کارت مییاد که بودن و نبودن اون هم مهم نیست چون خبر دادن امسال به جای سیب زمینی ا.ن برای شما جماعت بادمجان در نظر گرفته اونم از نوع دلمه ای که شاید یک چیزی حالیت بشه اما یه مشکل هست احتمالان به شما یک دونه بیشتر نمیدن و شما و باقی نسوان منزلتان باید به نوبت استفاده کنید.(در هنگام مصرف به شباهتتان با مریم مقدس توجه داشته باشید !!!!!) ماه درخشنده چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شبگیر: سلام رفیق.
خیلی بی ادبی! تو نباید به مردم توهین کنی، خصوصن به اونایی که غایب هستند و در این جا حضور پیدا نمیکنند. یعنی منظورم اینه که تو حق نداری به خانم رئیسها و خالهخانومها توهین کنی!!! باور کن که سگ زنده یادان، پری بلنده، مهین چکمهای و اشرف چهار چشم، به هزارتا از این آسیههای حریت پیشه میارزه…
اون خدابیامرزها تکلیفشان رسمن مشخص بود و از گفتن شغلشان هم هیچ ابایی نداشتند.
من هم با تو هم عقیده هستم که این خانم و امثالهم، کسی رو گیر نیاوردند تا خوب از خجالتشان در بیاد!و در نتیجه بخارات پایین جمع شده و از کله و دهانشان زده بیرون!!! ضمنن تو ببین این آسیه چه تیکهای است که حتی یک افغانی هم رویش بالا آورده! البته با توجه به هستهی زردآلویی که گفته، فکر میکنم قضیه از این حرفها جدی تر باشه!!! چون زردآلو مزاج آدم رو بدجور بهم میریزه!!!
اما تو خیلی بی ادب هستیها!!! خوشحالم که من از این حرفهای تو بلد نیستم!!!
خیلی مخلصیم استاد و سعی کن خویشتندار باشی.
تیر ۸, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۹ ب.ظ
سلام شبگیر جان.
چقدر من حال میکنم با این حاضر جوابی تو.
و چقدر خوشحالم که چنان که باید و شاید حال اون …نده دو زاری رو گرفتی.ببخشید ولی هیچ اسم دیگه ای براش پیدا نکردم.
حاضر جواب و شاد بمانی.
تیر ۱۰, ۱۳۸۸ at ۶:۲۶ ق.ظ
Cool post, just subscribed.
تیر ۱۲, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۱ ق.ظ
زنده یاد شاملو:
آن جا که سپاهیان مشق قتال می کنند
سرزمین چمنی می تواند باشد
و کودکانی رنگین کمانی ، رقصنده و پر فریاد
تیر ۱۳, ۱۳۸۸ at ۴:۳۷ ق.ظ
اگه اگه نداصالحی وموسوی مستقیم برن تویه دیواراولین جاشون که میشکنه دماغشونه.آسیه خانم خواهرم گفته پزشک زاده ام افتخارداره منم یه نظامی زاده ام وخودمم سپاهیم وافتخارمی کنم.حیف که دستورنداشتیم وگرنه خودم همه حرامزاده هایی روکه اغتشاش می کردن درومی کردم.ازنداعقم می گیره.
تیر ۱۳, ۱۳۸۸ at ۵:۵۸ ب.ظ
بعضی وقتا فکر می کنم چه جوری می شه این همه آدم چشمشونو رو حقیقت می بندن… بحث ندا نیست… ندا فقط یه نفر بود… آقای نازیسم امثال ندا زیادن… برو یه جا پیدا کن هی و هی عق بزنی شاید راحت شی!!!!
حرومزاده هایی که اغتشاش می کردند!!! اینا رو برو تو یه در و دهاتی بگو که حرفتو باور کنن .. ما هایی که اینجا میایم یه سر به سایت های خبری و اجتماعی می زنیم… سی ان ان.. توییتر… چشمون دنبال رسانه ی قدرت شما نیست…
و در ضمن خوبه خودتم قبول داری آدم کش بالقوه این!!! پس دیگه اینکه این بیچاره ها رو منافقین کشتند و آمریکا و انگلیس خبیث! چه صیغه ایه؟؟؟
تیر ۱۳, ۱۳۸۸ at ۷:۱۰ ب.ظ
سلام شبگیر جان…
اولن گفته باشم اعصاب معصاب برام نمونده …
دومن نظر این نازیسم رو تایید کردی شدیدن رفته روی اعصابم!…
لطفن جوابش رو زودتر بده دلم خنک شه…
تیر ۱۳, ۱۳۸۸ at ۷:۴۶ ب.ظ
خصوصی
خب آدم وقتی مستقیم بره تویه دیوار اولین جاییش که میشکنه دماغشه دیگه!!!
یعنی این آقا یا خانم نازیسم خودش اگه بره تویه دیوار جای دیگه اش میشکنه؟!!
ببخشید خیلی حرصم گرفته نتونستم جلوی خودم رو بگیرم هیچی نگم…
تیر ۱۳, ۱۳۸۸ at ۸:۲۰ ب.ظ
خیلی بد نوشتی وای اصلا فکر نمیکردم ببین هر چقدرم حاضر جواب باشی لازم نیست به رخ بکشی ناسزا گوییت رو تا این حد اصلا چطور تصور کردی که بعد به نوشتن در اوردیش وای خیلی خیلی بده خب اون هر چی گفت تو مثلا می خوای اثبات کنی در بی چاک و دهنی ازاون بالاتری وای اصلا نمیدونم چی بگم یکه خوردم میدونی خیلی ازت ترسیدم خدا منو حفظ کن ازروبرو شدن با اشما آن هنگام که برسر خشمی خب اون موقع که منو نمیشناسی ولی الان که میتونم بهت بگم… اصلا اخه چرا که چی ثابت بشه ببین من ازت خوشم میامد و میادم اینجا وبلاگهای دوربرت اخه تو کتابخونی چرا اخه وای خیلی بد بود وای فقط خیلی زشت بود یعنی وقتی فکرش رو میکنم یکی توذهنش زن یا انسان دیگری رو اینطور تصویر کرده یعنی خلقش کرده یعنی میتونه چنین پستیی رو تصور کنه و به دیگران نسبت بده … من ادم اشک دم مشکی نیستم ولی اخه این دیگه خیلی وقیحانه بود اشک در اومد کارت زشت بود کاش دیگه این کارا رو نکنی ادم دلش میگیره وقتی میبینه دو طرف اینهمه شان انسانی خودشونو پایین اوردن من میترسم ی وقت تو کاره ای بشی صدای مخالفانت رو اینطوری پایین بیاری … پراکنده گویی های من را ببخش که تنها از ذهنم هر انچه امد نوشتم تا نشان بدم اندکی از احساس بدی که در من ایجاد شد
تیر ۱۸, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۶ ق.ظ
اوه اوه…کیف کردم…دم شما گرم با این جواب کوبنده…ولی کاشکی چرت و پرتاش رو نمیذاشتین……..به هر حال دمتون گرم.
تیر ۱۸, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۱ ق.ظ
منظورم چرت و پرت های اون دختره بودا ….راستی به حرفای این آقای آدم هم گوش نکنین..با این جور آدم ها که سطح شعورشون از کمر به بالا رشد نکرده باید همینجوری حرف زد تا حالیشون بشه…اما خداییش این آقای آدم گناه داره.تونستین یه کم دلداریش بدین بنده خدا رو
مرداد ۱۳, ۱۳۸۸ at ۸:۳۳ ق.ظ
این بابا دنبال ویزیتور می گرده، همین کامنت رو کپی پیست می کنه توی وبلاگ های مختلف… کلن کمی سایکو و مهجوره، ناراحت نباشید. برای منم عین همین رو کپی کرده.
شاد باشید.